MamboLearn.com
 
 
Home arrow اجتماعی arrow نظریه های در مورد پیامدهای رشد جمعیت
نظریه های در مورد پیامدهای رشد جمعیت چاپ ارسال به دوست

نظریه های در مورد پیامدهای رشد جمعیت

نوشته : دکتر منصور حقیقتیان *

همانگونه که در آموزه ها و نظریه های بحث شده در این فصل مشاهده می کنید اکثر نظرات مربوط به جمعیت شناسی قبل از قرن بیستم بر روی پیامدهای رشد جمعیت متمرکز بود و مطمئنا عنصر اصلی علاقه در دیدگاه مالتوسی است. اما اگر شما دلایل (و پیچیده گی های) رشد جمعیت را درک نکنید نمی توانید به طور کامل از پیامدهای آن مطمئن باشید. حوزه ی مدیری از مطالعات جمعیت عمدتاً برای تشویق کردن و الهام بخشیدن شناخت عمیق تر در مورد علل تغییرات در باروری، میزان مرگ و میر، مهاجرت، سن و ساختار جمعیت و مشخصه ها و توزیع جمعیت اتفاق می افتد. جمعیت شناسان اکر قرن بیستم را صرف انجام آن کار کردند، اما همواره چیزهای جدیدی در مورد تغییر جمعیت شناسی آموخته می شد که برای جامعه ی بشری اهمیت داشت. برخلاف عصر مالتوس، رشد جمعیت دیگر نه به عنوان یکی از مجموع عوامل و نه به عنوان نمونه ای که مجموعه ی پیامدها را شرح می دهد مورد بررسی قرار نمی گیرد.

شاید نزدیکترین مورد آن باشد که ما می توانیم در حال حاضر به نظریات بزرگی بپردازیم که سعی می کنند وقایع و رفتار جمعیت شناسی را در متن تغییر جهانی دیگر، به ویژه تغییر سیاسی، توسعه ی اقتصادی و غربی شدن قرار دهند. یکی از جاه طلبانه ترین و نفوذگذارترین نویسندگان جک گلدوستون است (1991-1986) که نظریات رشد جمعیت را به عنوان مقدمه ی تغییر در دنیای مدرن امروزی می گنجاند. وی می گوید که رشد جمعیت با وجود ساختارهای اجتماعی مقرراتی تغییر سیاسی شگرفی را در انگلستان و فرانسه، در امپراتوری عثمانی و در چین ایجاد کرد. رشد جمعیت منجر شد تا هزینه های دولت که ناشی از تورم و بحران مالی بود افزایش یابد. در این جوامع با فرصت های غیرواقعی برای تحرک طبقاتی، رشد جمعیت (که در ابتدا تعداد افراد جوان تر را افزایش می داد) منجر به نارضایتی و آشوب عمومی شد و گروه جدیدی از افراد جوان را با نظرات جدید ایجاد کرد.

در ها مورد مطالعه ای که وی تحلیل کرد، نتیجه شورش و انقلاب بود.

استفن (1995) این نظریه را ترویج داد که رشد جمعیت یک انگیزه ی مهم شده است تا سرتاسر تاریخ بشر به ویژه انقلاب مربوط به کشاورزی را تغییر دهد. بنابراین حوزه ی مطالعه ی روی بسیار وسیع تر از حوزه ی گلرستون است. سندرسون تا حد زیادی کار دیگران را تلفیق می کند. (مانند Boserwp1965، cohen 1977، Johnson,Earle 1987) شکارچیان عصر حجر توانسته بودند تا از رشد جمعیت جلوگیری جلوگیری کنند. تمام دنیا کلاً با شکار کردن و برداشت حصول پایدار است. (سندرسون، 49-1995) در عوض، رشد جمعیت انقلاب کشاورزی (نظریه ای که در فصل، بحث شد) و سپس انقلاب صنعتی را تولید کرد. زندگی بی تحرک همراه با انقلاب کشاورزی، پیچیدگی اجتماعی را که (نظریه Durkherin). به افزایش تمدن منجر می شود. افزایش داد (نهرها، مناطق شهری)

رشد جمعیت ناشی از تخصصی شدن (وی خود تصدیق می کند) از نظریه ی انقلاب Darwin (داروین) سرچشمه می گیرد. پشت سر هم داروین دین خود را به مالتوس اذعان کرد. شما متوجه می شوید که Durkhein نیز بسیار از کلمات Ibn kh (این حلزون) استفاده می کند. هر چند معلوم نیست که آیا durkheim کار Ibn khaldum (ابن فلدون) را می داند یا نه.

نظریه پردازی انتقادی قرن های نوزدهم و بیستم مرحله ای را برای مجموعه اطلاعات نظام مندتر تنظیم می کند تا ابعاد این نظریه ها را مورد آزمایش قرار داده و به طور دقیق تر آنهایی را که ممکن است معتبر باشد و آنهایی را که باید نادیده گرفته شود بررسی کنند. همانطور که مطالعات جمعیتی در قرن بیستم کمی تر شد، پدیده ای به نام انتقال جمعیت شناسی شکل گرفت و توجه جمعیت شناسان را جلب کرد.

نظریه ی انتقال جعیت شناسی

هرچند این عامل بر جمعیت شناسی اخیر نیز نفوذ دارد. نظریه ی انتقال جمعیت شناسی در واقع به عنوان نوعی از تغییرات جمعیت شناسی در نظر گرفته می شود که در طی زمان در حل پیشرفته مورد بحث بوده به ویژه این نظریه انتقال از میزان مرگ و میر و زاد و ولد بالا را تا میزان زاد و ولد و مرگ و میر پائین شرح می دهد. این نظریه در اوایل سال 1929 به کار گرفته شد. یعنی هنگامی که waren Thompson اطلاعاتی را از کشورهایی مشخص و در طی مدت سال های 27-1908 جمع آوری کرد و نشان داد که کشورها در سه گروه اصلی و مطابق با الگوهای رشد جمعیت قرار می گیرند.

گروه A (اروپایی غربی و شمالی و ایالات متحده) از نیمه ی دوم قرن نوزدهم تا سال 1927 آنها از میزان بسیار بالای افزایش طبیعی به عنوان بسیار پایین از افزایش حرکت کردند و خیلی زود ثابت شدند و شروع به کاهش تعداد کردند (1929:968، Themopson)

گروه B (ایتالیا، اسپانیا و افراد اسلاوی در اروپای مرکزی): Thompson شواهدی از کاهش را در میزان زاد و ولد و میزان مرگ و میر مشاهده کرد و پیشنهاد کرد که ظاهراً احتمال می رود که میزان مرگ و میر به سرعت یا حتی بسیار سریعت از میزان زاد و ولد تا مدتی کاهش خواهد یافت. شرایط در کشورهای گروه B بسیار شبیه به گروه A در سی تا پنجاه سال قبل است. (1929:968)

گروه C: (بقیه ی کشورهای دنیا). Thomopson شواهد اندکی از کنترل را در مابقی کشورها هم از نظر زاد و ولد و هم مرگ و میر مشاهده کرد.

به عنوان پیامدی از این فقدان نسبی بر کنترل اختیاری زاد و ولد ها و مرگ و میرها (مصنوعی که بعداً مورد بحث قرار خواهیم داد) Thomopson احساس کرد که کشورهای گروه C (که شامل حدود 70 تا 75 درصد از جمعیت دنیا و در آن زمان بودند) به رشد خود ادامه خواهند داد و این رشد به گونه ای تعیین می شود که آنها باید وسایل امرار معاش خود را افزایش دهند.

مالتوس فرایندهای رشد آنها را کاملا به دقت شرح داد و گفت جمعیت به طور ثابت افزایش می یابد در صورتی که وسایل امرار معاش موجود باشد. (1929:971، Thomopson)

اما، کار Thomopson هنگامی شروع شد که نگرانی نسبتاً کمی نسبت به افزایش بیش از حد جمعیت وجود داشت در واقع، میزان زاد و ولد در سال 1936 در ایالات متحده و اروپا به قدری پایین بود که Enidchorlen کتاب مفصلی را به نام پدر و مادر مرموز منتشر کرد که با این نظر معرفی شد که به جای تهدید افزایش ییش از حد جمعیت مالتوس، در حال حاضر خطر واقعی کاهش بیش از حد جمعیت وجود دارد. (1926:7، charlen)

علاوه بر این، برچسب های Thomopson برای مقوله هایش جذبه ی کمتری داشت (ساختن نظریه ای در مورد مقوله های A و B و C مشکل است)

شانزده سال پس از کار Thomopson در سال 1945، Fand Motestien رشته مطالب نظریه اش را جمع آوری کرد و برچسب هایی را برای سه نوع .... رشد فراهم ساخت که Thomopsonتنها آنها را A، B و C نامیده بود.

Notenten الگوی گروه A را کاهش در مراحل اولیه الگوی گروه B را رشد انتقالی و الگوی گروه C را پتانسیل رشد بالا نامید. در همان سال Kingslay Dank (1948) مقداری از سالنامه های دانشکده ی علوم اجتماعی و سیاسی آمریکا را با عنوان جمعیت در حال انتقال دنیا ویرایش کرد، و در مقاله ی اصلی (با عنوان انتقال جمعیت شناسی) خاطر نشان ساخت که در طولانی مدت بررسی شد که جمعیت زمین شبیه به فیوز پودری نازک و بلندی شده است که به آرامی و با تأمل می سوزد تا اینکه نهایتاً شارژ شده و منفجر شود. (1945:1، Davis) اصطلاح انفجار جمعیت را که Davis به صورت سربسته گفت انتشار .... مرحله ای دراد که Netestein رشد انتقالی نامید.

بنابراین اصطلاح انتقال جمعیت شناسی به وجود آمد. این اصطلاح دوره ای از رشد سریع است که کشوری از میزان زاد و ولد و مرگ و میر بالا به سمت میزان زاد و ولد و مرگ و میر پایین، دانه پتانسیل رشد بالا به سمت کاهش در مراحل اولیه می رود. (مراجعه به تصویر 2/3)

اما با این ویژگی در دهه ی 1940 انتقال جمعیت شناسی تنها تصویری از تغییر جمعیت شناسی بود و نه یک نظریه. اما هر کشور جدیدی این تصویر را مطالعه کرد. و ظاهرا قوانین جهانی جدید رشد جمعیت توسعه یافت. طرحی تکاملی کیفیت منحصر به فرد، تاریخی و واضحی از انتقال جمعیت شناسی (همه مواردی را که در 2 سال اخیر اتفاق افتاده است می دانند) تعداد زیادی از نام های جایگزین را افزایش داد، مانند انقلاب حیات بخش و انقلاب جمعیت شناسی.

انتقال جمعیتی

تقریباً به سه مرحله تقسیم شده است. در مرحله ی اول پتانسیل رشد زیاد وجود دارد. زیرا نرخ های زاد و ولد و مرگ و میر بالا هستند. مرحله ی دوم انتقال از زاد و ولد و مرگ و میر بالا به زاد و ولد و مرگ و میر پایین می باشد. در این مرحله پتانسیل رشد محقق می شود. هنگامی که نرخ مرگ و میر قبل از نرخ زاد و ولد کاهش می یابد و منجر به رشد سریع جمعیت می شود. سرانجام مرحله ی آخر خواهد آمد. زمانی که نرخ های مرگ و میر به کاهش یابد به نقطه ای که جمعیت نهایتاً از نظر تعداد کاهش خواهد یافت. در کشورهای توسعه یافته انتقال کامل اساساً آن گونه که به تصویر درآمده رخ داده. اما کشورهای کمتر توسعه یافته هنوز این الگوی تغییر را به صورت کامل طی نکرده اند.

بین اواسط دهه ی 1940 و اواخر دهه ی 1960 رشد سریع جمعیت یک نگرانی همه گیر شد، و جمعیت شناسان زمان بیشتری را به دیدگاه انتقال جمعیت شناسی اختصاص دادند و در سال 1964 George stolnite  توانست اعلام کند که انتقالات جمعیت شناسی در میان گسترده ترین و مستندترین نگرش های دوره های جدید قرار می گیرد که براساس صدها بررسی و پوشش تعداد زیادی از مکان های خاص دوره ها و رویدادها می باشد. (1964)

همانگونه که الگویی تغییر شکل گرفت، توضیحات برای جدایی و چگونگی عبور کشورها از طریق انتقال توسعه یافت. این توضیحات تمایل داشتند تا نویسندگان قرن 19 و اوایل قرن بیست را که من قبلاً در این فصل ذکر کردیم، به همدیگر به صورت تدریجی متصل سازند، اما در مجموع آنها از مفهوم معدن سازی گرفته شدند.

نظریه ی مدرن سازی براساس این ایده است که در دوره های پیش از مدرن، جامعه ی انسانی به طور کلی به روش سمتی اداره می شود. و تغییرات اقتصادی عظیمی توسط صنعتی شدن ایجاد شد که جوامع را مجبور می ساخت تا موسسات سنتی را جایگزین سازند (تغییر دهند). در جوامع سنتی باروری و مرگ و میر بالا است و در جوامع امروزی زاد و ولد و مرگ و میر پایین است در این بین، انتقال جمعیت شناسی وجود دارد. (1968، Dexeny). در این فرایند، رفتار تغییر کرده است و دنیا دائماً در حال تغییر بوده است. این یک نظریه ی سطح بالاست که کارگزاران انسانی را با تغییر مؤسسات اجتماعی در نظر می گیرد. پس افراد از روی عمد خطر مرگ و میر را کمتر نمی کنند تا کاهش امروزی در مرگ و میر را سرعت بخشند بنابراین، وسعت جامعه با میزان درآمد افزایش می یابد و زیربنای بهداشت عمومی بهبود می یابد. همچنین، افراد تصمیم نمی گیرند تا از روستا به شهر حرکت کنند تا کاری را در کارخانه پیدا کنند. تغییرات اقتصادی باعث دستمزدهای بالاتر در کارهای ثمری می شود در حالی که بسیاری از کارهای کشاورزی را کنار می گذارد اینها همان عوامل اقتصادی هستند که حمل و نقل و ارتباطات را بهبود می بخشند و افراد را قادر می سازند تا مهاجرت کنند.

نظریه ی مدرن سازی ابزاری را فراهم می کند که به انتقال جمعیت شناسی اجازه می دهد تا از توضیح صرف رویدادها، به سمت دیدگاهی جامعه شناسی برود. در تدوین های اولیه ی آن این دیدگاه شاید با احساسات بهترین وجه بیان می شد. مراقبت از افراد و جمعیت، مراقبت از خود خواهد بود. یا پیشرفت بهترین عامل جلوگیری کننده است. این امر اطلاعات وجود را برای اکثر کشورهایی که به سمت انتقال رفته اند. افزایش می دهد میزان مرگ و میر همانگونه که معیار زندگی بهبود می یابد کاهش پیدا می کند و میزان زاد و ولد همواره در دهه های بعد کاهش می یابد، سرانجام به سطح پائینی می رسد. هرچند به کلی میزان مرگ و میر نمی رسد می گویند که کاهش در میزان زاد و ولد عموماً پس از کاهش در میزان مرگ و میر قرار می گیرد. زیرا تنظیم کردن برای افراد زمان می برد واین حقیقت است که مرگ و میر واقعاً پایین تر است و چون موسسات اقتصادی و اجتماعی که از باروری بالا جمعیت می کنند، برای تنظیم اصول جدیدی از باروری پایین تر نیازمند زمان هستند که با سطوح پایین تر مرگ و میر (فناپذیری) سازگارتر هستند. از آنجائی که اکثر افراد به ادامه ی زندگی بها می دهند، مرگ و میر کمتر کار مشکلی نیست، اما کاهش زاد و ولد با اصول ثبت شده ی جوامعی که نیازمند میزان زاد و ولد هستند متضاد است زیرا پا به پای میزان مرگ و میر به پیش می رود. چنین اصولی به آسانی، حتی با مواجهه با فقر تغییر نکرده است.

نشان داده شد که میزان زاد و ولد کاهش یافت همانگونه که اهمیت زندگی خانوادگی با پیوستن زندگی صنعتی و شهری، ضعیف شد، بنابراین فشار زندگی به خانواده های بزرگ کمتر شد. تصور می شود که خانواده های بزرگ به این کار علاقه داشته باشند، زیرا این امر برای والدین امنیت کاری و برای کودکان امنیت جانی فراهم می سازد.

استاد دانشگاه آزاد اسلامی دهاقان

 

 

منوی اصلی
صفحه اصلی
اجتماعی
اقتصادی
دینی و عرفانی
روان شناسی
اخبار و اطلاعات
مقالات دانش آموزی
مقالات دانشجویی
بانک سوالات
پژوهش و تحقیق
طرح درس از کتب درسی
تصاویر
تماس با ما
ساعت
روزشمار
جستجوی گوگل

Google

شمارنده

نظرسنجی
نظر شما درباره نام سایت"یاران سبز " چیست؟
  
وضعیت جامعه شناسی در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
  
 
     

www.yaranesabz.ir

MamboLearn.com