MamboLearn.com
 
 
Home arrow اقتصادی arrow معرفی سازمان صادرکننده نفت (اوپک)به دانش آموزان
معرفی سازمان صادرکننده نفت (اوپک)به دانش آموزان چاپ ارسال به دوست
 
 

 

 

اوپک opec

 
 
 

نشان اوپک سازمان کشورهای صادر کننده نفت با نام اختصاری اوپک (OPEC)، یک کارتل نفتی است که متشکل از کشورهای الجزایر، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی٬ اکوادور، آنگولا و ونزوئلا است. مقر بین المللی اوپک از سال ۱۳۴۴ در شهر وین در کشور اتریش قرار دارد.

 

 

 

نشان اوپک سازمان کشورهای صادر کننده نفت با نام اختصاری اوپک (OPEC)، یک کارتل نفتی است که متشکل از کشورهای الجزایر، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی٬ اکوادور، آنگولا و ونزوئلا است. مقر بین المللی اوپک از سال ۱۳۴۴ در شهر وین در کشور اتریش قرار دارد.

اوپک (opec) مخفف نام انگلیسی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (Organization of petroleum Exporting Counteries) است که در کنفرانسی که طی روزهای ۱۰ تا ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۶۰ در بغداد با حضور نمایندگان کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا برگزار شد بنیان گذاشته شد

هدف اصلی این سازمان، آنچنان که در اساسنامه بیان شده، به این شرح است: «هماهنگی و یکپارچه سازی سیاست های نفت کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای تامین منافع جمعی یا فردی آنها، طراحی شیوه هایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازار نفت بین المللی به منظور از بین بردن نوسانات مضر و غیر ضروری؛ عنایت و توجه ویژه به کشورهای تولید کننده نفت و توجه خاص به ضرورت فراهم کردن درآمد ثابت برای کشورهای تولید کننده نفت؛ تامین نفت کشورهای مصرف کننده به صورت کارآمد، مقرون به صرفه و همیشگی؛ و بازده مناسب و منصفانه برای آنهایی که در صنعت نفت سرمایه گذاری می کنند..»

تاریخچه

ونزوئلا اولین کشوری بود که با نزدیک شدن به ایران، عراق، کویت، و عربستان سعودی در سال ۱۹۴۹ و ارائه این پیشنهاد که آنها به تبادل نظر بپردازند و برای برقراری روابط نزدیک تر و همیشگی بین خود راههای جدیدی کشف کنند، در راستای تأسیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) گام برداشت. در سپتامبر ۱۹۶۰، دولت عراق کشورهای ایران، کویت، عربسان سعودی، و ونزوئلا را به اجلاسی در بغداد دعوت کرد تا درمورد کاهش قیمت مواد خام تولید شده توسط کشورهای متبوع خود به مذاکره بپردازند.

در نتیجه این مذاکرات، اوپک با هدف یکپارچه سازی و هماهنگ کردن سیاست های ناظر بر نفت کشورهای عضو تأسیس شد. ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا اعضای اولیه اوپک بودند. این سازمان بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵گسترش یافت و قطر، (۱۹۶۱)، اندونزی (۱۹۶۲)، لیبی (۱۹۶۲)، امارات متحده عربی (۱۹۶۷)، الجزایر (۱۹۶۹) و نیجریه (۱۹۷۱) به جمع کشورهای اولیه اوپک پیوستند. اکوادور و گابن نیز بعدها به عضویت اوپک در آمدند، که اولی یعنی اکوادور در دسامبر ۱۹۹۲ از عضویت اوپک خارج شد و گابون نیز در ژانویه ۱۹۹۵ با تکرار حرکت اکوادور، از جمع کشورهای عضو اوپک خارج شد. اگر چه عراق همچنان یکی از اعضای اوپک محسوب می شود، لیکن تولیدات نفتی این کشور از مارس ۱۹۹۸جزء سهام مورد توافق اوپک قرار نداشته است. تخمین و برآورد EIA بیانگر آن است که یازده عضو فعلی اوپک تولید کننده قریب به ۴۰٪ از نفت جهان هستند و حدود دو سوم (۶۵%) ذخایر نفتی شناخته شده جهان در اختیار آنهاست.

کشورهای عضو اوپک

سیزده کشور در حال حاضر عضو این سازمان هستند. نام و تاریخ عضویت این کشورها عبارت است از:

ایران (سپتامبر ۱۹۶۰)

عراق (سپتامبر ۱۹۶۰)

عربستان سعودی (سپتامبر ۱۹۶۰)

کویت (سپتامبر ۱۹۶۰)

ونزوئلا (سپتامبر ۱۹۶۰)

قطر (دسامبر ۱۹۶۱)

لیبی (دسامبر ۱۹۶۲)

امارات متحده عربی (نوامبر ۱۹۶۷)

الجزایر (ژوئیه ۱۹۶۹)

نیجریه (ژوئیه ۱۹۷۱)

آنگولا (سپتامبر ۲۰۰۶)

اکوادور (۲۰۰۶)

اعضای سابق

گابون (عضویت کامل از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۵)

اندونزی (عضویت کامل از دسامبر ۱۹۶۲ تا ۲۰۰۹)

در حال حاضر عضویت اندونزی در اوپک مورد بازنگری و تجدید نظر واقع شده است؛ چرا که این سازمان دیگر اندونزی را به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی نفت در نظر نمی گیرد.

زبان رسمی اوپک انگلیسی است، هرچند که زبان رسمی اکثر کشورهای عضو این سازمان عربی است و انگلیسی تنها در نیجریه زبان رسمی شمرده می شود. هفت عضو فعلی اوپک از میان کشورهای عرب هستند، زبان رسمی اکوادور و ونزوئلا اسپانیایی است، زبان رسمی آنگولا پرتغالی و زبان رسمی ایران فارسی است.

حق عضویت در اوپک سالانه ۵ میلیون دلار است و تنها کشورهای صادر کننده نفت می توانند عضو این سازمان باشند.

علل تشکیل اوپک

در سالهای قبل از تشکیل اوپک در بازار نفت اروپا تغییرات زیادی پدید آمد که مهمترین آنها عبارتند از:

۱) تشکیل بازار مشترک اروپا که از یک سو سبب افزایش فرصت جهت توسعه اقتصادی و از سوی دیگر سبب دشواری رشد کشورهای غیرعضو شد.

۲) در نتیجه رکود اقتصادی بازار فروشندگان تبدیل به بازار خریدارانشد. بازار فروشندگان تقریبا در تمام دوران بعد از جنگ جهانی، وضعیت بازار نفت را به خوبی بیان می کرد. در چنین شرایطی که بازار تبدیل به بازار خریداران شد قابل رقابت بودن قیمت مواد سوختنی مختلف از اهمیت بیشتری برخوردار شد. از جانب عرضه نیز بحران سوئز مشکلاتی را ایجاد کرد و وابستگی اروپای غربی به مخازن نفت خاورمیانه را بیش از پیش آشکار نمود. عاملی که این تاثیر را تا حدی خنثی می کرد، کشفیات جدید به خصوص در ناحیه ونزوئلا، غرب آفریقا و لیبی بود. بین سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۸ مصرف مواد نیرو زا حدود ۴۶ درصد رشد داشته است و در بین مواد نیروزا مصرف نفت چهار برابر بقیه مواد افزایش داشته است. از سویی درصد مصرف ذغال کاهش قابل ملاحظه ای داشت که این مطلب نشان دهنده روند صعودی در جهت مصرف نفت بود. در بین این سالها واردات نفت حدود ۸/۵ برابر افزایش یافته است که این مطالب نشان دهنده تغییر سلیقه شرکتها در استفاده از مواد نیروزا و تمایل آنها به مصرف نفت می باشد.

این افزایش واردات نفت از یک طرف و از طرف دیگر پیدایش مناطق جدید نفتی و در نتیجه افزایش عرضه نفت به بازار سبب بی ثباتی در قیمت نفت شد. دولت آمریکا به خاطر مسایل اقتصادی نقش مهمی را در تعیین قیمت نفت بازی می کرد و البته همواره سعی داشت که بازار را به نفع کمپانی ها کنترل کند. کشورهای اروپای غربی و به طور کلی وارد کنندگان نفت هدف اصلی شان به دست آوردن نفت ارزان بوده است.

گذشته از مساله قیمت نفت که مهمترین عامل تشکیل اوپک بود عوامل دیگری نیز در تشکیل این سازمان دخیل بوده اند که عبارتند از:

الف) درک هرچه بیشتر وضعیت نفت: در کشورهای خاورمیانه و ونزوئلا علاقه و درک بیشتری نسبت به اهمیت نفت در زندگی اقتصادی بوجود آمده بود. دلیل اصلی این امر وجود تکنوکراتهای حاضر در کشورهای صادر کننده نفت بود.

ب) فعالیتهای مناطق عرب نشین: اعراب اصرار زیادی برای همکاری در راه تشکیل و پیدایش سازمانی برای حفظ منافع خود داشتند.

ج) پیشرفتهای نفت در اوایل دهه ۱۹۵۰: مثل شرایط استعماری عهد نامه های امتیاز، سلطه شرکتهای نفتی بر کشورهای نفت خیر.

د) فعالیتهای دولت ونزوئلا: دولت ونزوئلا همیشه یکی از تشویق کنندگان در راه ایجاد سازمان اوپک محسوب می شد که دلیل آن هم در تفاوت هزینه استخراج و ترس از رقابت در بازار از جانب ونزوئلا بود.

اما مهمترین عامل مستقیم و موثر در تشکیل اوپک کاهش قیمت اعلان شده نفت در سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ بود که این کاهش قیمت سبب بر هم زدن برنامه کشورهای صادر کننده نفت گردید. اولین کاهش قیمت در فوریه ۱۹۵۹ روی داد که باعث عصبانیت فراوان تولید کنندگان شد بویژه اینکه پیش از کاهش قیمت هیچگونه مذاکره ای با دولتهای مورد بحث انجام نگرفت. علی رغم واکنش اولیه دولتها، یکبار دیگر نیز در اوت سال ۱۹۶۰ قمت نفت کاهش یافت. لذا یک ماه پس از این حادثه اوپک تشکیل شد.

دبیرخانه

مهم ترین رکن سازمان کشورهای صادرکننده نفت، دبیرخانه است. تاکنون ۱۸ دبیرکل در سازمان ریاست دبیرخانه را بر عهده داشته اند که اولین نفر فؤاد روحانی از ایران و آخرین دبیرکل آن تاکنون آقای کالدرون از ونزوئلا بوده اند. البته انتخاب نوزدهمین دبیر با مشکلاتی همراه بوده است.

انتخاب دبیرکل، ابتدا با ضابطه حروف الفبا حل شده بود، ولی پس از مدتی، تاریخ پیوستن به اوپک مبنای انتخاب دبیرکل گردید. این رویه همچنان ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۹۸۳ تمامی کشورها یک بار نامزدهایشان را به سمت دبیرکلی نشاندند. در این سال یک بار دیگر نوبت ایران شده بود تا نامزد خود را معرفی نماید، ولی وقوع جنگ تحمیلی و مخالفت گروه کشورهای عرب عضو اوپک سبب گردید تا نامزد ایران به این پست راه نیابد.

دبیرکل، عالی ترین مقام سازمان است که زیر نظر هیأت عامل و کنفرانس وزراء مشغول به کار می شود. وی مسئول اجرای تصمیمات کنفرانس وزرا است. انتخاب دبیرکل هرچند با ضابطه های مذکور صورت می گیرد، ولی هیچ کشوری نباید با انتخاب یک نفر به سمت دبیرکلی، مخالفت داشته باشد. این مسأله فرصتی را پیش می آورد تا به نوعی امکان وتوی غیرمستقیم وجود داشته باشد. این مسأله در راه انتخاب نوزدهمین دبیرکل جداً مشکل ساز شده است. کشورهای عرب با انتخاب مجدد کالدرون به سمت دبیرکلی مخالفت و از دبیرکلی نامزد کویت حمایت نموده اند. ونزوئلا نیز کالدرون را به عنوان نامزد خود برگزیده است. ایران هم پس از آنکه چندین بار از سال ۱۹۹۴ کاظم پور اردبیلی را به عنوان نامزد خود معرفی کرده، این بار نژادحسینیان وزیر سابق معاون و نماینده سابق خود در سازمان ملل را به این سمت معرفی کرده است. پس از عدم توافق اولیه بر سر انتخاب دبیرکل، آقای پورنومو، وزیر نفت سابق اندونزی به سمت سرپرستی دبیرخانه اوپک برگزیده شد.

کمیته نظارت بر بازار

اوپک دارای کمیته های تخصصی متعددی است که از این میان ما به معرفی این کمیته بسنده می کنیم. کمیته نظارت بر بازار یکی از کمیته های تخصصی است. وظایف آن گسترده و دارای اهمیت ویژه ای است. وظایفی چون بررسی تحولات قیمت جهانی نفت، بررسی سطح تولید کشورهای عضو و وضع عرضه و تقاضا، از جمله اموری هستند که توسط کمیته نظارتی مورد توجه قرار می گیرند. نتایج بررسی های این کمیته به هیأت عامل واگذار می گردد تا در مورد آنها تصمیمات مقتضی اتخاذ گردد.

میزان تولید اوپک روزانه معادل ۲۴ تا ۲۶ میلیون بشکه است که چیزی حدود یک سوم تولید جهانی را تشکیل می دهد. تقاضای روزانه جهانی نفت، هم اکنون معادل ۸۲ میلیون بشکه است.

هرچند اوپک مجموعة متزلزلی است، ولی باید اذعان کرد موفقیت های آن غیرقابل کتمان است. اگر به قیمت بشکه های نفت در اواخر دهه ۱۹۶۰ توجه کنید و قیمت ۵ دلار برای هر بشکه در آن تاریخ را با وضعیت امروز بازار مقایسه نمایید، به نقش مثبت این کارتل در بالا رفتن قیمت نفت پی خواهیم برد.

از آنجا که نفت به عنوان یکی از منابع مهم تأمین نیازهای انرژی جهانی به شمار می رود، اقتصاد نفت خام جنبه بین المللی پیدا کرده است، هر چند که اقتصاد فرآورده های نفتی مربوط به نیازهای داخلی جوامع و کشورها است، با این حال در زمینه اقتصاد فرآورده های نفتی نیز جنبه جهانی آن آشکار است.

سیاست های اقتصادی اوپک

از آنجا که فروش نفت در جهان بر مبنای دلار آمریکا سنجیده می شود، تغییر ارزش دلار در برابر دیگر ارزهای رایج جهان بر تصمیمات اوپک در خصوص میزان تولید نفت تأثیر می گذارد. برای مثال، وقتی دلار در مقایسه با دیگر ارزهای رایج افت سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) یک کارتل متشکل از الجزایر، اندونزی، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ونزوئلا است که مقر بین المللی آن از سال ۱۹۶۵ در شهر وین در کشور اتریش بوده است.

تصمیماتی که اوپک اتخاذ می کند تأثیر بسیار زیادی بر قیمت نفت در جهان دارد. من باب مثال، درزمان بحران انرژی ۱۹۷۳ اوپک از ارسال نفت به آن دسته از کشورهای غربی که در جنگ یا کیپور یا جنگ اکتبر، ازاسرائیل حمایت می کردند، خودداری کرد. در آن جنگ، کشورهای غربی به حمایت از اسرائیل با مصر و سوریه وارد جنگ شدند. خودداری اوپک از ارسال نفت به کشورهای غربی باعث شد قیمت نفت در بازارهای جهانی ۴ برابر افزایش بیابد. این رشد قیمت که به مدت ۵ ماه ادامه داشت، در ۱۷ اکتبر ۱۹۷۳ شروع شد و در ۱۸ مارس ۱۹۷۴ به پایان رسید. پس از آن کشورهای عضو اوپک در ۷ ژانویه ۱۹۷۵ با هم موافقت کردند و قیمت نفت خام را ۱۰٪ افزایش دادند. در آن زمان، کشورهای عضو اوپک، از جمله آن کشورهایی که از قبل صنعت نفت خود را ملی کرده بودند، به اتفاق خواستار برقراری نظم نوین اقتصاد جهان با ائتلاف کشورهای اصلی تولید کننده نفت شدند. آن کشورها که موفق شدند اولین اجلاس اوپک را در الجیرز ترتیب دهند، خواهان قیمت ثابت و عادلانه برای کالا، یک برنامه بین المللی غذا و کشاورزی، انتقال فناوری از شمال به جنوب و دموکراتیک کردن نظام اقتصادی بودند.

اوپک با هدف وحدت بخشیدن و هماهنگ کردن سیاست های نفتی کشورهای عضو تشکیل شد.

اصول کلی اوپک

اکوادور از آخر سال ۱۹۹۲ عضویت خود در اوپک را به حال تعلیق در آورد ولی از اوائل سال ۲۰۰۷ بار دیگر تمایل خود برای عضویت در این سازمان را اعلام کرده است. گابن نیز از ابتدای سال ۱۹۹۵ از عضویت این سازمان خارج شد.

همچنین در پی درخواست کشور آفریقایی آنگولا برای عضویت در سازمان کشورهای صادرکننده نفت، یکصدو چهل و سومین نشست وزیران نفت اوپک که روز ۱۴ دسامبر ۲۰۰۶ در شهر ابوجای نیجریه به صورت فوق العاده برگزار شد با عضویت این کشور در اوپک موافقت کرد.

اهداف اصلی اوپک همانطور که در اساسنامه این سازمان اعلام شده، هماهنگ کردن و وحدت بخشیدن به سیاست های نفتی اعضا و تعیین بهترین شیوه ها برای حفظ منافع آنها به طور انفرادی و جمعی است.

این سازمان همچنین در پی راه های مختلف برای تضمین قیمت های بازار جهانی نفت از طریق حذف نوسانات مضر و غیرضروری است.ساختار سازمانی اوپک شامل کنفرانس وزیران، هیأت عامل، دبیرخانه، بخش تحقیقات و کمیسیون اقتصادی است.کنفرانس وزیران عالی ترین رکن سازمان اوپک و متشکل از سران هیأت های نمایندگی کشورهای عضو که معمولاً وزیر نفت هستند، می باشد. کنفرانس وزیران هر سال حداقل دو نشست برگزار می کند و مسئول تنظیم سیاست عمومی سازمان و تدوین شیوه های اجرای آن است.

کنفرانس وزیران علاوه بر دو نشست عادی سالانه خود بنابه ضرورت نشست های فوق العاده نیز دارد.

هیأت عامل اوپک متشکل از نمایندگان معرفی شده از سوی کشورهای عضو است که توسط کنفرانس وزیران برای مدت دو سال انتخاب می شود. هیأت عامل وظایفی همچون مدیریت سازمان، اجرای قطعنامه های کنفرانس وزیران، تدوین بودجه سالانه و تقدیم آن به کنفرانس وزیران را بر عهده دارد و گزارش های ارسالی دبیرخانه را نیز بررسی می کند.دبیرخانه اوپک رکن دیگر این سازمان است که طبق اساسنامه و زیر نظر هیأت عامل مسئول امور اجرایی اوپک می باشد. در رأس دبیرخانه دبیرکل قرار دارد که به عنوان نماینده مجاز قانونی و رئیس اجرایی دبیرخانه طبق دستورالعمل های هیأت عامل امور سازمان را اداره می کند. دبیر کل اوپک برای مدت ۳ سال توسط کنفرانس وزیران از بین نامزدهای معرفی شده از سوی اعضا به اجماع برگزیده می شود و تمدید دوره تصدی او برای یکبار دیگر نیز بلامانع است.

اوپک همچنین یک بخش تحقیقاتی دارد که زیر نظر دبیرخانه تحقیقات لازم برای این سازمان را انجام می دهد و دارای سه بخش مطالعات انرژی، تحلیل بازار نفت و خدمات اطلاعاتی است. کمیسیون اقتصادی اوپک نیز رکن دیگر این سازمان است که به صورت یک بخش تخصصی در چارچوب دبیرخانه عمل می کند و هدف آن کمک به سازمان در تقویت ثبات بازار جهانی نفت است.

مقر دبیرخانه اوپک تا سال ۱۹۶۵ در شهر ژنو سوئیس بود و در این سال با تصویب کنفرانس وزیران به وین اتریش منتقل شد و از سال ۱۹۷۷ نیز در ساختمان کنونی در کنار کانال دانوب مستقر است.

اوپک ازجمله سازمان هایی است که ساختار ساده ای دارند. همچنین این سازمان از جمله محدود سازمان هایی بین المللی است که در آن دبیرخانه نقش محوری دارد. دبیر کل اوپک در واقع ریاست بر سازمان را بر عهده می گیرد و می تواند بیشتر از دبیران کل دیگر سازمان ها در موفقیت یا عدم موفقیت آن مؤثر باشد.

سازمان کشورهای صادرکننده نفت در سال ۱۹۵۹ و با پیش نهاد پرز آلفونسو وزیر نفت وقت ونزوئلا به وجود آمد. این پیش نهاد از سوی کشوری صادر شده بود که پرچم دار ملی سازی نفت شناخته می شد. پس از پیش نهاد آلفونسو، در سال ۱۹۶۰، کنفرانس بغداد به عنوان نقطه شروع اصلی آن تشکیل گردید.

در کنفرانس بغداد، ایران، عراق، کویت، عربستان و ونزوئلا به عنوان اعضای اصلی هسته مرکزی تشکیلات اوپک حاضر شدند. این نشست اولین جرقه ای بود که توانست کشورهایی را که نفت خام صادر می کنند، دور هم جمع نماید. قطر نیز در این اجلاس به عنوان عضو ناظر حضور یافته بود. در این دوره، ایران به عنوان اصلی ترین و محوری ترین عضو سازمان جدیدالتأسیس اوپک شناخته می شد.

هرچند پیش نهاد تأسیس از سوی ونزوئلا مطرح شده بود و کنفرانس نیز در عراق تشکیل شده بود، ولی فؤاد روحانی از ایران بود که به عنوان اولین دبیرکل برگزیده شد. وی از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ توانست با اعتماد عمومی اعضا، به عنوان اولین دبیرکل اوپک به انجام وظیفه بپردازد.

اوپک در ۳۰ سال گذشته

به دنبال انقلاب ایران و آغاز جنگ ایران و عراق بین سال های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ قیمت نفت از ۱۴ دلار به ۳۵ دلار در هر بشکه رسید.

بین سال های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۵، سازمان اوپک تلاش کرد با کنترل و کاهش تولید، قیمت ها را تثبیت کند ولی این تلاش ها با تولید بیش از سهمیه های تعیین شده از طرف اعضا به جایی نرسید و در این دوره عربستان سعودی با کاهش تولید نفت خود سعی در تثبیت قیمت ها داشت.

از سال ۱۹۸۵ با افزایش تولید نفت عربستان سعودی از دو میلیون به پنج میلیون بشکه در روز قیمت نفت در بازار جهانی کاهش یافت و در اواسط ۱۹۸۶ به زیر ۱۰ دلار در هر بشکه رسید.

در دهه ۱۹۹۰ میلادی با اشغال کویت توسط عراق و بی ثباتی سیاسی در منطقه، قیمت نفت افزایش پیدا کرد. در سال های دهه۹۰ میلادی رونق اقتصادی در آمریکا و شرق آسیا باعث شد مصرف جهانی نفت به میزان ۲/۶ میلیون بشکه در روز افزایش یابد و افزایش میزان تقاضا باعث افزایش قیمت ها شد و این روند تا سال ۱۹۹۷ ادامه داشت.

پس از آن به دنبال بحران های مالی آسیا روند نزولی قیمت نفت آغاز شد و این روند تا اوایل سال ۱۹۹۹ ادامه یافت. سپس به دنبال کاهش تولید نفت از طرف اوپک تا حد سه میلیون بشکه در روز قیمت ها تا ۲۵ دلار در هر بشکه افزایش یافت.

در سال ۲۰۰۱ با ضعف اقتصاد آمریکا و کاهش تقاضا برای نفت بار دیگر قیمت نفت سیر نزولی را آغاز کرد.

در سال ۲۰۰۲ کشورهای عضو اوپک و همچنین کشور های تولید کننده نفت غیرعضو، از میزان تولیدات خود کاستند و در سال ۲۰۰۳ با آغاز جنگ دوم خلیج فارس و اشغال عراق توسط آمریکا و همچنین کاسته شدن شدید میزان ذخایر نفتی آمریکا تقاضا برای نفت به شدت افزایش پیدا کرد و روند افزایش قیمت نفت شدت گرفت.

رشد اقتصادی آسیا و خرید نفت از طرف آمریکا در بازار جهانی جهت جبران کمبود ذخایر نفتی باعث افزایش میزان مصرف نفت جهانی شد که میزان آن به بالاتر از ۸۰ میلیون بشکه در روز رسید. این عوامل و همچنین ضعف دلار در مقابل ارز های دیگر از عواملی بوده که سطح قیمت نفت را از سال ۲۰۰۳ به بعد بالا تر از ۴۰ تا ۵۰ دلار در هر بشکه نگه داشته است.

دهه ۱۹۶۰ میلادی

در این دهه تلاش پنج کشور بنیانگذار اوپک در تدوین قوانین و برخورداری از حقوق بین المللی بود. در این دهه تعداد اعضا از پنج کشور به ده کشور افزایش یافت و همین مساله سبب شد تا تولید و صادرات نفت از اوپک افزایش یابد.

به جرات نمی توان این دهه را زمانی برای پررنگ شدن نقش اوپک در بازار نفت و معرفی شرکتهای فعال در این صنعت در سطح بین المللی و انعقاد قراردادهای تولیدی دانست.

دهه۱۹۷۰ میلادی

در این دهه اوپک در جهان کاملا شناخته شده بود. زیرا تلاشهای دهه قبل به این منتهی شد که کشورهای عضو اوپک کنترل صنعت نفت خود را در دست گرفتند و نقش خود را در قیمت گذاری نفت و یا کنترل بازار نفت پیدا کردند.

در این دهه دو بحران بزرگ در بازار نفت ایجاد شد. اول تحریم نفت کشورهای عربی در سال ۱۹۷۳ میلادی و دوم انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی. این دو بحران سبب شد تا توازن بازار نفت برهم بخورد و قیمت نفت با سرعتی بی سابقه رشد کند.

در این دهه اولین اجلاس سران کشورهای عضو اوپک در کشور الجزایر برگزار شد. این اجلاس در مارس سال ۱۹۷۵ میلادی برگزار شد که تحولی بزرگ در عملکرد بازار نفت و اوپک محسوب می شود.

دهه ۱۹۸۰ میلادی

در آغاز این دهه به دلیل وقوع انقلاب اسلامی در ایران دومین تولید کننده اوپک قیمت نفت به یکباره صعود کرد. این صعود ادامه یافت تا اینکه در سال ۱۹۸۶ میلادی سومین بحران دامان بازار نفت را گرفت. اما پس از این بحران که موجب تنزل قیمت نفت شد دوباره سیر افزایشی قیمت این منبع استراتژیک انرژی آغاز شد و در سالهای انتهایی این دهه قیمت در سطح نسبتا بالایی بود. در این دوران کشورهای اوپک به این نتیجه رسیدند برای افزایش کنترل خود روی بازار باید همکاری نزدیک تری با یکدیگر داشته باشند و اجرای این طرح را آغاز کردند.

دهه۱۹۹۰میلادی

در آغاز این دهه مشکلات و درگیری های زیادی در خاورمیانه ایجاد شد و همین مساله سبب بروز چهارمین بحران در بازار نفت شد. در این زمان اوپک برای کنترل بازار نفت اقدام به افزایش سطح تولید خود کرد و همین امر سبب شد تا قیمت نفت در شرایط متعادل تری قرار گیرد.

تا سال ۱۹۹۸ میلادی قیمت نفت در وضعیت با ثباتی قرار داشت تا اینکه بحران اقتصادی در کشورهای جنوب شرقی آسیا ایجاد شد. در این شرایط کشورهای اوپک و چند تولید کننده غیر اوپک با افزایش سطح تولید اقدام به تعدیل بازار نفت کردند.

در این دهه بسیاری از شرکتهای نفتی جهان با یکدیگر ادغام شدند و پیشرفتهای زیادی در کشف و استخراج نفت بوجود آمد.

دهه اول قرن بیست و یکم

در آغاز این دهه یعنی در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی دومین اجلاس سران اوپک در ونزوئلا برگزار شد و زمزمه های فروش نفت به واحدهایی غیر از دلار آمریکا به گوش رسید. از زمانیکه اوپک فعالیت خود را آغاز کرد همواره نفت تولیدی اوپک با دلار مبادله می شد. ولی از آغاز قرن حاضر ارزش دلار در بازارهای جهانی به تدریج تنزل یافت و همین مساله سبب شد تا کشورهای فروشنده نفت با تبدیل درآمد دلاری خود به واحد پول کشورشان یا دیگر واحدهای پول نسبت به قبل درآمد کمتری بدست آورند.

تنزل درآمد نفتی ناشی از کاهش ارزش دلار و معرفی یورو در بازارهای بین المللی سبب شد تا برای اولین بار کشور عراق تصمیم به تغییر واحد پول مطالباتی خود در ازای فروش نفت از دلار به یورو بگیرد.

این پیشنهاد که پیش از درگیری جنگ میان آمریکا و عراق و سرکوب شدن صدام حسین مطرح شد دیگر کشورهای عضو اوپک را به فکر این تغییر انداخت. پس از عراق کشورهای ایران و ونزوئلا نیز همین راه را در پیش گرفتند و اقدام به تغییر واحد پول تقاضا شده خود در ازای فروش نفت کردند. در این دهه سومین اجلاس سران کشورهای عضو اوپک نیز برگزار می شود. در روزهای هفدهم و هیجدهم نوامبر سال جاری ریاض میزبان سران کشورهای نفت خیز است تا به بررسی بازار بپردازد. در این اجلاس در مورد تغییر میزان تولید یا صادرات تصمیمی اتخاذ نخواهد شد

ذخایر نفتی هر یک از اعضای اوپک

۱) عربستان سعودی

عربستان سعودی یک پنجم ذخایر نفتی اثبات شده جهان را دارا است یعنی ۲۶۷ میلیارد بشکه ذخایر نفتی اثباتشده دارد و احتمالا به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت تا آینده ای نزدیک باقی خواهد ماند. درآمد صادرات نفت حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد کل درآمد صادرات این کشور را تشکیل می دهد و ۷۰ تا ۸۰ درصد درامد دولت و حدود ۴۰ درصد تولید ناخالص ملی کشور را می سازد. اقتصاد عربستان سعودی علی رغم اقداماتی که در جهت تنوع منابع صورت گرفته است باز هم به نفت وابسته است.

افزایش قیمتی که در سال ۲۰۰۳ در مورد قیمت نفت وجود داشت تولید نفت عربستان سعودی را بویژه در چند ماه ابتدایی سال افزایش داد. این باعث شد که درآمد صادرات نفتی این کشور بیش از سال ۲۰۰۲ باشد. رشد GDP این کشور در سال ۲۰۰۳ در حدود ۶/۴ درصد برآورد شد که در سال ۲۰۰۲ در حدود ۲ درصد بود. این رشد مرهون افزایش قیمت نفت در سال ۲۰۰۳ بوده است. با این وجود این برآورد بر اساس حداکثر قیمت نفت در هر بشکه ۵/۱۷ دلار انجام شده است به عبارتی دیگر با قیمت بالای ۲۳ دلار نفت در سال ۲۰۰۳ رشد GDP و در آمد نفتی عربستان بیشتر از اینها بوده است.

عربستان سعودی بیشترین سهم درآمدی اوپک را دارد که حدود ۳۱ درصد می باشد. درآمد نفت عربستان سعودی در سال ۲۰۰۳ حدود ۷۰ میلیارد دلار بوده است که نسبت به سال ۲۰۰۲، ۲۷ درصد افزایش داشته است. عربستان سعودی توانایی زیادی برای بالا بردن میزان تولید نفت خود دارد به طوری که در سال ۲۰۰۳ کمبود نفت عراق، ونزوئلا و نیجریه را در بازار بین المللی نفت جبران کرده است. این کشور در سال ۲۰۰۳ در روز ۱۰ تا ۵/۱۰ میلیون بشکه نفت تولید می کرد در حالی که در سال ۲۰۰۲ روزانه ۵/۸ میلیون بشکه نفت تولید می کرد. در سال ۲۰۰۷ حدود ۷/۸ میلیون بشکه در روز تولید می کرد و در شش ماهه اول سال ۲۰۰۸ حدود ۲/۹ میلیون بشکه در روز تولید می کرد که ۱۳ درصد تولید جهانی بود و در جولای ۲۰۰۸ حدود ۷/۹ میلیون بشکه در روز تولید می کرد که بالاترین سطح تولید از اوایل دهه ۱۹۸۰ به بعد می باشد.

این کشور در سال ۲۰۰۸ حدود ۲۸۷ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است که ۳۰ درصد کل درآمد اوپک بود. کشور عربستان حدود ۱۰۰ منطقه نفتی و گازی دارد که بیش از ۱۵۰۰ چاه می باشد اما بیشتر از نیمی از ذخایر نفتی اش در ۸ منطقه نفتی آن تولید می شود. منطقه نفتی ساحلی غوارحدو ۷۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی دارد و بزرگترین منطقه نفتی ساحلی جهان می باشد. سفانیه هم بزرگترین منطقه نفتی غیر ساحلی این کشور است که ذخایر آن حدود ۱۹ میلیارد بشکه می شود. نفت عربستان سعودی در اختیار شرکتهای دولتی این کشور می باشد اما اخیرا طرحهایی در جهت خصوصی سازی و واگذار کردن سهم شرکتهای دولتی به شرکتهای بین المللی یا در دست اقدام دارد و یا اینکه انجام داده است.

در اوایل ژانویه ۲۰۰۰ عربستان سعودی اعلام کرد که یک شورای نفتی قدرتمند ۱۱ نفری را برای نظارت بر سیاست های نفت و گاز در کشور ایجاد کرده است. این شورا می تواند به خصوصی سازی سریعتر و جذب سرمایه گذاری خارجی در بخش نفت کشور کمک کند. اگرچه این عمل با مخالفت محافظه کاران کشور روبرو شد. حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد نفت عربستان سعودی نفت سبک است و بقیه یا سنگین است یا متوسط. نفت های سبکتر به طور کلی در ساحل تولید می شوند ولی نفت های سنگین و متوسط در مناطق غیر ساحلی تولید می شوند. در اکتبر ۱۹۹۱ وزیر نفت عربستان، علی النعیمی اعلام کرد که سیاست نفتی عربستان روی ۴ واقعیت پایه گذاری شده است:

۱) بزرگترین ذخایر نفتی و کمترین هزینه های تولیدی

۲) حفظ سهمیه ظرفیت تولید نفت

۳) افتصاد ملی که ارتباط نزدیکی با صنعت نفت دارد.

۴) نظام اقتصادی و سیاسی با ثبات.

عربستان سعودی برای جذب سرمایه گذاری خارجی مالیاتها را از ۴۵ درصد به ۳۰ درصد کاهش داده است. این کشور ۸ پالایشگاه نفت دارد و شرکتهای مهم نفتی ای که در این کشور سرمایه گذاری کرده اند عبارتند از: اکسون موبیل، اکسینتال، فیلیپس، شل، تکزاکو و توتال.

عربستان سعودی گذشته از نفتی که در چاههای درون این کشور تولید می کند مقداری هم در منطقه بی طرف تولید می کند که حدود ۵ میلیارد بشکه ذخایر نفتی اثبات شده دارد. در منطقه بی طرف عربستان سعودی و کویت نفت برداشت می کنند و شرکتهای خارجی هم در آنجا سرمایه گذاری می کنند. در منطقه خفجی و هوما روزانه ۰۰۰/۳۰۰ بشکه نفت عربستانی ها برداشت می کنند. در مناطق وفره و فوارس جنوبی شرکت تکزاکو سرمایه گذاری کرده است و ژاپنی ها در مناطق حفجی و هوما این کار را انجام داده اند.

عربستان سعودی در منطقه بی طرف ابوصفا با بحرین هم نفت برداشت می کند که این کار را به صورت اشتراکی با بحرین انجام می دهد ولی برای کمک به اقتصاد بحرین همه ۰۰۰/۱۴۰ بشکه نفت این منطقه را به بحرین بخشیده است.

به طور کلی عربستان سعودی تامین کننده اصلی نفت ایالات متحده آمریکا، ژاپن و اروپاست ولی در سالهای اخیر تولیدات نیمکره غربی یعنی مکزیک، کانادا و ونزوئلا تسلط نفت عربستان سعودی را در بازار آمریکا به چالش کشیده است.

در حال حاضر مهمترین برنامه عربستان در جهت اصلاح اقتصادی کشور می باشد که در راه نیل به این هدف برخی از سهام شرکتهای دولتی را به شرکتهای خصوصی بین المللی واگذار کرده اند و همچنین سوبسیدها را کاهش داده و تعرفه ها را اندکی افزایش داده اند. یکی از مهمترین انگیزه های این عمل تمایل عربستان سعودی در پیوستن به WTO می باشد. مشکل عربستان سعودی در اوپک همان بحث سهمیه هاست چون کشورهای عضو اوپک با میزان سهمیه عربستان مشکل دارند و خواهان کاهش سهمیه این کشور هستند و از طرفی عربستان هم این کاهش سهمیه را نمی پذیرد چون با تورم و رکود اقتصادی در درون جامعه خود مواجه می شود.

۲) جمهوری اسلامی ایران

ایران بعد از عربستان سعودی بزرگترین تولید کننده نفت اوپک می باشد و بر اساس گزارش مجله نفت و گاز در سال ۲۰۰۹، ذخایر نفتی اثبات شده ایران ۱۰ درصد کل ذخایر نفتی اثبات شده جهان یعنی ۲/۱۳۶ میلیارد بشکه است. اقتصاد ایران به شدت به درآمدهای صادرات نفت وابسته است. حدود ۸۵ درصد کل درآمد صادرات و ۴۰ تا ۵۰ درصد بودجه دولت را نفت تشکیل می دهد.

اکثریت ذخایر نفتی ایران در مناطق ساحلی در نزدیکی مرز عراق و در خلیج فارس واقع شده است. ایران ۴۰ منطقه نفتی دارد که ۲۷ تای آنها ساحلی و ۱۳ منطقه دیگر دور از ساحل واقع شده اند. مناطق ساحلی مهم ایران عبارتند از: اهواز (۰۰۰/۷۰۰ بشکه در روز)، بنگستان (۰۰۰/۲۴۵ بشکه در روز)، مارون (۰۰۰/۵۲۰ بشکه در روز)، گچساران (۰۰۰/۵۶۰ بشکه در روز)، آغاجاری (۰۰۰/۲۰۰ بشکه در روز)، رگ سفید (۰۰۰/۱۸۰ بشکه در روز)، بی بی حکیمه (۰۰۰/۱۳۰ بشکه در روز) و پازنان (۰۰۰/۷۰ بشکه در روز). مناطق مهم غیر ساحلی ایران عبارتند از: دورود (۰۰۰/۱۳۰ بشکه در روز)، سلمان (۰۰۰/۱۳۰ بشکه در روز)، ابوذر (۰۰۰/۱۲۵ بشکه در روز) و سروش / ابوذر (۰۰۰/۶۰ بشکه در روز)

در ۸ ماه ابتدایی سال ۲۰۰۳ ایران ۹/۳ میلیون بشکه در روز نفت تولید کرد ولی در ۲۰۰۲ حدود ۵/۳ میلیون بشکه در روز تولید می کرد. در سال ۲۰۰۷ حدود ۴/۲ میلیون بشکه در روز به کشورهای آسیایی و اروپایی نفت صادر می کرد که این کشور را تبدیل به چهارمین صادرکننده بزرگ نفت در جهان تبدیل کرد. البته تولید نفت ایران در سال ۲۰۰۷ حدود ۸/۳ میلیون بشکه در روز یعنی معادل ۵/۴ درصد تولید جهانی بود. در سال ۲۰۰۸ تولید نفت ایران ۸/۳ میلیون بشکه در روز بود که پس از کاهش سهمیه تولید براساس تصمیم اوپک این میزان به ۶/۳ میلیون بشکه در روز رسید و تخمین زده می شود که در سال ۲۰۰۹ هم میزان تولید ایران ۹/۳ میلیون بشکه در روز باشد. جدول زیر میزان تولید و صادرات نفت ایران را از سال ۱۹۷۶ به بعد نشان می دهد.

مشتریان اصلی نفت ایران کشورهای ژاپن، چین، کره جنوبی، تایوان و اروپا می باشند. در سال ۲۰۰۷ درآمد صادرات نفت ایران حدود ۵۷ میلیارد دلار بود که نزدیک یک سوم درآمد حکومت و ۸۵ درصد درآمد کل صادرات ایران را تشکیل می داد. اما یکی از مشکلاتی که ایران با آن روبروست سوبسیدهای بسیار بالایی است که دولت برای تولیدات مواد غذایی و نفت و گاز پرداخت می کند. صندوق بین المللی پول در سال مالی ۸ ۲۰۰۷ میزان سوبسیدهایی که دولت برای نفت خام و مواد مشتق از آن پرداخت کرده است را حدود ۱۱ درصد تولید ناخالص داخلی دانسته است.

یکی دیگر از مسائل و مشکلاتی که ایران با آن روبه روست مساله تحریم های آمریکا علیه ایران است.

دولت کلینتون در سال ۱۹۹۵ یک سری تحریم هایی را علیه ایران وضع کرده است از جمله اینکه هیچ شرکتی حق ندارد که بیش از ۲۰ میلیون دلار در ایران سرمایه گذاری کند. کلینتون این تحریم را در سال ۱۹۹۶ برای ۵ سال دیگر تمدید کرد. در مارس ۲۰۰۳ بوش این مجازات را باز هم تمدید کرد. دلایل اعمال این مجازات علیه ایران هم حمایت از تروریسم بین المللی، کوشش در جهت تضعیف روند صلح خاورمیانه و بدست آوردن سلاح کشتار جمعی توسط ایران اعلام شده است. یک شرکت کانادایی یک قرارداد ۸۰ میلیون دلاری با دولت ایران در جهت توسعه مناطق نفت ایران امضا کرد که با مجازات آمریکا همراه شد. همچنین دولت آمریکا مانع از آن شد تا شرکت آمریکایی کونکو قرارداد ۵۵۰ میلیون دلاری با ایران برای توسعه مناطق نفت و گازی را اجرایی کند.

دولت ایران به خاطر ۸ سال جنگ تحمیلی صدمات و خسارات زیادی را متحمل شده است به طوری که به میدانهای نفتی این کشور صدمات زیادی رسیده است. اما امروز ایران می تواند ظرفت تولید نفت خود را با کمک سرمایه گذاری خارجی افزایش دهد. ایران طرحهایی در جهت تولید روزانه بیش از ۷ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۱۵ را دارد. البته مناطق نفتی ایران نیاز به نوسازی و مجهزتر شدن دارند. در اکتبر ۱۹۹۹ ایران اعلام کرد که بزرگترین منطقه نفتی ۳۰ سال اخیرش را کشف کرده است که منطقه نفتی آزادگان نام دارد. این منطقه می تواند ۲۶ تا ۷۰ میلیارد بشکه بر ذخایر نفتی ایران بیفزاید و در طول ۲۰ سال روزانه ۰۰۰/۳۰۰ تا ۰۰۰/۴۰۰ بشکه نفت تولید خواهد کرد. ایران قرادادهایی را با شرکتهای بزرگ دنیا جهت سرمایه گذاری در آزادگان منعقد کرد اما تحریم های آمریکا علیه ایران باعث شد که کشورهای بزرگ گاهی اوقات نتوانند در ایران سرمایه گذاری کنند. مطمئنا در صورتی که این تحریم ها علیه ایران لغو شود وضعیت بازار نفت ایران بسیار بهتر از این خواهد شد.

ایران امید زیادی را در جهت گسترش مناطق نفتی اش و در نتیجه افزایش تولید خویش دارد که البته همه اینها مشروط به این است که مقامات کشور توانایی کافی برای اینکه نفت ایران را از بازی های سیاسی جدا کنند، داشته باشند. موقعیت جغرافیایی ایران هم در علاقه مندی شرکتهای بین المللی و کشورها برای سرمایه گذاری در ایران مزید بر علت شده است.

ایران به عنوان یکی از اعضای مهم و بنیان گذار در سازمان همکاری نفتی اوپک و اکو به مثابه پلی میان دو حوزه نفتی مهم در جهان (دریای خزر و خلیج فارس) قرار دارد و نقش مهمی در ثبات قیمت نفت خام در بازارهای جهانی و در نتیجه افزایش درآمد ارزی کشورهای تولید کننده و صادر کننده نفت و گاز خزر و اوپک ایفا می کند. دریای خزر هم از جمله مناطقی است که ظرفیت تولید نفت ایران را خیلی افزایش می دهد. اما مشکل اصلی که در مورد بهره برداری از منابع ان منطقه وجود دارد عدم توافق کشورهای ساحلی این دریا بر روی رژیم حقوقی دریای خزر می باشد.

۳) امارت متحده عربی

کشور امارت متحد عربی ۶/۹۷ میلیارد بشکه از ذخایر نفت جهانی یعنی ۵/۸ درصد ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد. اقتصاد این کشور هم مثل عربستان سعودی و ایران وابستگی شدیدی به نفت دارد. ۳۰ درصد کل تولید ناخالص ملی این کشور از نفت تامین می شود. امارات متحده عربی از ۷ امارت تشکیل می شود: ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس الخیمه، ام القیون.

در میان این ۷ امارت، ابوظبی و دبی ۸۰ درصد درآمد امارت متحده عربی را فراهم می کنند. البته کشور امارات در میان کشورهای عضو اوپک تنها کشوری است که بخش های غیر نفتی هم نقش عمده ای در اقتصادش ایفا می کنند و حدود دو سوم تولید ناخالص ملی این کشور را تامین می کنند. امارت عربی متحده عضو WTO است و یکی از بارزترین اقتصاد ها را در منطقه خلیج فارس دارا می باشد و این مهمترین دلیلی است که بخش غیرنفتی آن را بالاتر از کشورها ی دیگر عضو اوپک قرار داده است.

۹۴ درصد نفت این کشور در ابوظبی قرار دارد که معادل ۲/ ۹۲ میلیارد بشکه می باشد. دبی ۴ میلیارد بشکه نفت دارد و شارجه و راس الخیمه به ترتیب ۵/۱ میلیارد بشکه و ۱۰۰ میلیون بشکه نفت دارند.

در سال ۲۰۰۶ آژانس بین المللی انرژی برآورد کرد که امارات متحده عربی روزانه ۵/۲ میلیون بشکه در روز نفت تولید می کرد. در آوریل ۲۰۰۷ این کشور اعلام کرد که تا سال ۲۰۱۴ ظرفیت تولید حود را به ۵ میلیون بشکه در روز حواهد رساند.

بر طبق قانون اساسی فدراسیون امارت متحده عربی هر امارت خودش تولید نفت خود را کنترل می کند. اگرچه ابوظبی در ۱۹۶۷ یعنی چهار سال قبل از استقلال کشور امارت متحده عربی عضو اوپک شد ولی دبی خود را عضو اوپک نمی داند. سهمیه تولید امارت متحده عربی در اوپک در نوامبر ۲۰۰۳ برابر با ۱۵۰/۲ میلیون بشکه در روز بود. این کشور ۲ پالایشگاه بزرگ و ۵ پالایشگاه کوچکتر دارد. امارات بیشترین نفت خود را به ژاپن صادر می کند. ژاپن در سال ۲۰۰۷ روزانه ۳۶/۱ میلیون بشکه در روز از امارات نفت وارد کرد یعنی معادل ۵۴ درصد صادرات نفت این کشور را ژاپن وارد کرد. همچنین بعد از عربستان سعودی بیشترین نفت را به کره جنوبی صادر می کند.

شرکتهای خارجی نیز در بخش نفت کشور امارت متحده عربی فعال هستند از جمله شرکت تکنیپ ایتالیا که برای گسترش پالایشگاه رویس و همچنین بازسازی واحد های موجود فعالیت می کند.

مهمترین تفاوت کشور امارت متحده عربی با سایر اعضای اوپک در ساختار حکومتی این کشور می باشد که به صورت فدراسیون اداره می شود و هر امارتی هم تولید نفت بخش خود را کنترل می کند.

۴) عراق

تاریخ اقتصاد نفت عراق گویای آن است که این کشور در سال ۱۹۲۸ با تولید روزانه دو میلیون و هفتصد هزار بشکه نفت به طور جدی وارد بازار شد. در ۱۹۷۹ سه میلیون و چهارصد و هفتاد و شش هزار و نهصد بشکه نفت تولید کرد. در ۱۹۸۱ به خاطر جنگ با ایران تولیدش به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسید. در ۱۹۸۹ یعنی یک سال قبل از جنگ با کویت دو میلیون و هفتصد و چهل و چهار هزار و پانصد بشکه در روز بالاترین حد تولید نفتش بود. ولی در سراسر دهه ۹۰ تولیدش بسیار پایین بود و در بعضی سالها حتی کفاف مصرف داخلی را هم نمی داد. حکومت دیکتاتوری صدام عامل اصلی این همه گرفتار در عراق بود و این رویاهای بلند پروازانه و خیالی صدام حسین بود که عراق را به این سرنوشت دچار کرد. شادی مردم عراق در زمان دستگیری صدام در دسامبر ۲۰۰۳ نمایانگر این بود که مردم عراق از دیکتاتوری او به ستوه آمده بودند. این واقعیتی است که نفت در عراق قربانی بازی سیاسی دیوانگان قدرت شد. از ۱۹۹۶ به بعد، برنامه نفت در برابر غذا به تصویب شورای امنیت رسید و برای مدتی عراق فقط ۲ میلیارد دلار نفت صارد می کرد.

بعد از جنگ مارس و آوریل ۲۰۰۳، عراق در حال حاضر در یک وضعیت نامشخصی قرار گرفته است. در حالی که سه دهه حکومت بعثی بر این کشور پایان یافته است اشغالگران همچنان در این کشور حضور دارند و در واقع زمام امور در دست اشغالگران می باشد. عراق در طی ۱۰ سال دو جنگ را تجربه کرد: جنگ علیه ایران و علیه کویت. بعد از جنگ علیه کویت چند سال مجازات و تحریم اقتصادی را متحمل شده است.

عراق سومین ذخایر نفتی اثبات شده جهان را در اختیار دارد. ذخایر نفتی اثبات شده عراق حدود ۱۱۵ میلیارد بشکه برآورد شده است که بعد از عربستان سعودی و کانادا، عراق بزرگترین ذخایر نفتی اثبات شده جهان را در اختیار دارد که حدود ۱۰ درصد کل ذخایر جهان می باشد. البته عده ای هم معتقدند که ذخایر نفتی عراق بیشتر از اینها می باشد چون حکومت دیکتاتوری صدام نتوانسته اکثریت ذخایر نفتی این کشور را کشف کند.

شرکت ملی نفت عراق در ۱۹۶۴ ایجاد شد و با ملی شدن نفت عراق میان ۱۹۷۵ ۱۹۷۲، این شرکت توانست کنترل نفت عراق را در ۱۹۸۷ بدست گیرد. تا ۲۰۰۳ تنها ۱۶۰۰ چاه نفت در عراق حفاری شده اند و مناطق نفت کشف شده زیادی وجود دارد. عراق هنوز به تکنولوژی های پیشرفته بهره برداری نفت دست نیافته است. در بلند مدت وقتی عراق هم به این تکنولوژی های پیشرفته دست یابد و هم مناطق کشف شده را گسترش دهد، درآمد نفتی این کشور فوق العاده افزایش خواهد داشت. در سال ۲۰۰۶ درآمد صادرات نفت خام عراق حدود ۶۰ درصد تولید ناخالص ملی و ۸۹ درصد درآمد حکومت را تشکیل می داد. میزان تولید نفت عراق نوسانات زیادی را در خود دیده است. در نیمه های آگوست ۲۰۰۳ به طور کلی حدود ۱ میلیون بشکه در روز تولید نفت داشت.

این در حالی است که در دسامبر ۱۹۷۱ حدود ۷/۳ میلیون بشکه در روز نفت تولید می کرد و در جولای ۱۹۹۰ (قبل از حمله به کویت) ۵/۳ میلیون بشکه در روز نفت تولید می کرد. با قبول قطعنامه ۹۸۶ شورای امنیت در اواخر ۱۹۹۶ که اجازه می داد صادرات نفت عراق در برابر خرید غذا و دارو و دیگر مایحتاج افزایش پیدا کند به ۲/۱ میلیون بشکه در روز در ۱۹۹۷ رسید و در ۱۹۹۸ به ۲/۲ بشکه در روز و حدود ۵/۲ میلیون بشکه در روز در بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ رسیده بود. در طول سال ۲۰۰۲ میانگین تولید نفت عراق ۰۴/۲ میلیون بشکه در روز بود که کمتر از ۴۵/۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۱ بود. در حالی که در سال ۲۰۰۴ روزانه ۲ میلیون بشکه نفت صادر می کرد این مقدار در سال ۲۰۰۶ به میانگین ۵/۱ میلیون بشکه در روز رسید.

در دسامبر ۲۰۰۲ شورای روابط خارجی و موسسه بیکر یک گزارش را در مورد بخش نفت عراق چاپ کردند که این گزارش موارد زیر را مطرح می کند:

۱) افزایش تولید نفت عراق نیازمند تعمیر و بازسازی ساختار بخش نفت این کشور است که چند میلیارد دلار هزینه خواهد شد و چند ماه هم طول خواهد کشید.

۲) هزینه های تعمیر تاسیسات موجود صادرات نفت این کشور حدود ۵ میلیارد دلار خواهد بود و در حالی که احیا تولید نفت عراق به دوران قبل از ۱۹۹۰ بیشتر از ۵ میلیارد هزینه خواهد شد و همچنین ۳ میلیارد دلار هزینه عملیاتی سالانه آن می شود.

۳) به سرمایه گذاری بلند مدت خارجی بوسیله کمپانی های نفت بین المللی نیاز خواهد داشت.

۴) قرارداد های نفتی موجود نیاز به این دارد که مطابق با بازسازی صنعت نفت عراق تائید و تصویب شوند (یعنی شرایط فعلی وضعیت ساختارهای نفت عراق را باید مدنظر قرار داد.)

۵) هر نوع تعطیلی طولانی مدت و یا کوتاه مدت صنعت نفت عراق می تواند به ذخایر دراز مدت این کشور صدمه وارد کند.

۶) تاسیسات نفتی عراق می تواند به آسانی با هر نوع نا آرامی و آشوب داخلی یا عملیات نظامی صدمه ببیند.

قبل از جنگ آمریکا علیه عراق در سال ۲۰۰۳ شرکتهای نفتی روسی، چینی و فرانسوی در بخش نفت عراق سرمایه گذاری کرده اند ولی بعد از جنگ هنوز وضعیت آن قراردادها مبهم می باشد و مقامات آمریکایی مطرح کرده اند که شرط پذیرفتن آن قراردادها این است که بررسی شود که آیا این قراردادها بهترین منافع را برای مردم عراق تامین می کنند یا خیر؟

عراق در مجموع ۱۵ پالایشگاه دارد که بزرگترین آنها بیجی شمالی است که ظرفیت ۰۰۰/۱۵۰ بشکه در روز را دارد و پالایشگاه بصره ۰۰۰/۱۴۰ ظرفیت دارد و پالایشگاه دوره ۰۰۰/۱۰۰ بشکه در روز ظرفیت دارد. در طول جنگ خلیج فارس همه این پالایشگاهها آسیب دیده اند. ولی به طور کلی می توان در حال حاضر گفت در صورتی که امنیت در کشور عراق بر قرار شود و اشغالگران از این کشور خارج شوند و کنترل صنعت نفت عراق بدست خود عراقی ها بیفتد، وضعیت این بخش صنعتی در این کشور بهتر خواهد شد و می تواند به همان دوران شکوفایی قبل از دهه ۹۰ برسد.

۵) کویت

کشور کویت ۱۰۱ میلیارد بشکه ذخایر نفتی اثبات شده دارد (البته شامل سهم این کشور از منطقه بی طرف هم می شود.) که حدود ۸ درصد ذخایر اثبات شده نفت جهان است. اقتصاد این کشور به شدت وابسته به ذخایر نفتی است. حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد درآمدهای کل صادرات کویت از نفت ناشی می شود. کویت درصدد جذب سرمایه گذاری خارجی و خصوصی سازی بخش نفتی این کشور است و هدف اصلی این کار گذشته از توسعه و گسترش میدانهای نفتی این کشور، ایجاد اشتغال برای جوانانش است که ۶۵ درصد جمعیت این کشور زیر ۲۵ سال هستند. قانون اساسی کویت، مالکیت خارجی ها را بر بخش نفت این کشور ممنوع کرده است (به عبارتی نفت را ملی کرده است) اما حکومت کویت درصدد این است که با جذب سرمایه گذاری خارجی شیوه های مدرن تولیدی را در بخش نفت اجرا کند و از آن شیوه های سنتی فاصله بگیرد. مشکل اساسی که کویت در مورد بخش های نفتی خودش داشت وجود حکومت صدام حسین در عراق بود که این باعث می شد تا کشور کویت برای رفع خطر صدام از کشور های خارجی مثل ایالات متحده و بریتانیا کمک بگیرد که این عمل کشورهای خارجی هم منوط به استفاده آنها از منابع نفتی کویت بوده است، به عبارتی بهتر کویت از جمله کشورهایی است که قدرتهای غربی با نفوذی که بر آن دارند سعی دارند تا در سیاستهای نفتی این کشور دخالت کنند و از هماهنگی این کشور با اوپک بکاهند و از آن در جهت تضعف قدرت اوپک استفاده کنند. بیشتر زیرساختهای نفتی کویت در طول جنگ عراق علیه این کشور خسارت دیده اند و هرگز به صورت کامل تعمیر نشده اند.

میزان تولید نفت کویت حدود ۶/۲ میلیون بشکه در روز است و بیشتر صادرات کویت به کشورهای آسیایی بویژه ژاپن است و بعد از آن به هند، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان و تایلند هم نفت صادر می کند. در سال ۲۰۰۵ حدود ۶۰ درصد نفت خود را به این کشورها صادر کرد. کویت همچنین به اروپا و آمریکا هم نفت صادر می کند که در طول سال ۲۰۰۵ میانگین ۰۰۰/۱۱۲بشکه از صادرات نفت کویت در روز به اروپا و ۱۲۳۰۰۰ بشکه در روز به آمریکا بوده است.

میزان سهمیه کویت در اوپک در سال ۲۰۰۳ حدود ۹۶۶/۱ میلیون بشکه در روز بود و در سال ۲۰۰۲ به ۲ میلیون بشکه در روز می رسید اما در ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ به ۲۴۲/۲ میلیون بشکه در روز رسید. این کشور همچنین طرحهایی دارد تا ظرفیت تولید نفت خود را تا سال ۲۰۲۰ به ۴ میلیون برساند، در حالی که در حال حاضر حدود ۶/۲ میلیون بشکه در روز نفت تولید می کند. این طرح کویت به نام (پروژه کویت) شناخته شده است که یک پروژه ۲۵ ساله است و از ۱۹۹۷ شروع شده است و ۷ میلیارد دلار هم هزینه خواهد داشت. مناطق نفتی مهم کویت عبارتند از: البرقان که سه منطقه برقان، مگوا و احمدی را در بر می گیرد، مناقیش، ابدالی. مناطق بی طرف هم عبارتند از: الهوما، وفرا، فواریس جنوبی. کویت دارای سه پالایشگاه مهم می باشد که عبارتند از: مینا الاحمدی (۷۰۰/۴۴۲ بشکه در روز)، مینا عبدالله (۵۰۰/۲۵۶ بشکه در روز)، شعیبه (۰۰۰/۱۹۰ بشکه در روز)

۶) لیبی

لیبی یکی از صادر کنندگان مهم نفت بویژه به اروپا می باشد. درآمد صادرات نفت این کشور حدود ۹۵ درصد درآمدهای ارزی آن را تشکیل می دهد. لیبی متهم به دست داشتن دو تن از افراد این کشور در جریان بمب گذاری در پرواز ۱۰۳ پان آمریکن در ۱۹۸۸ می باشد و به این دلیل از سوی سازمان ملل و آمریکا مجازاتها علیه این کشور اعمال شد و شرکت های خارجی حق سرمایه گذاری بیش از ۲۰ میلیون دلار را در بخش نفت این کشور نداشتند. البته در سال ۲۰۰۳ لیبی پذیرفت که غرامت این عمل را بپردازد؛ در نتیجه مجازاتهای آمریکا علیه این کشور لغو شد و آمریکا به یکی از وارد کنندگان نفت لیبی در سال ۲۰۰۴ تبدیل شد.

در سال ۲۰۰۵ واردات آمریکا روزانه ۵۶۰۰۰ بشکه در روز بود که در سال ۲۰۰۶ به ۸۵۰۰۰ بشکه در روز افزاییش یافت. با افزایش قیمت نفت از ۱۹۹۹ درآمد های نفت لیبی به ۸/۱۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۲ رسید و در سال ۲۰۰۳ حدود ۹/۱۲ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است که این نسبت به سال ۱۹۹۸ بیشتر از ۲ برابر رشد داشته اشت. این افزایش قیمت نفت باعث شد که تولید خالص ملی لیبی در سال ۲۰۰۰ حدود ۵/۶ درصد، در سال ۲۰۰۱ بین ۳/۴ ۱/۳ درصد و در سال ۲۰۰۲ حدود ۲/۱ درصد و در سال ۲۰۰۳ حدود ۱/۲ درصد رشد داشته باشد.

ذخایر نفتی اثبات شده این کشور ۵/۴۱ میلیارد بشکه می باشد. تولید نفت این کشور ۴۳ /۱ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۳ و در سال ۲۰۰۲، ۳۸/۱ میلیون بشکه در روز بوده است اما در سال ۲۰۰۶ این میزان به ۸۰/۱ میلیون بشکه در روز رسیده است. البته شرکت ملی نفت لیبی اعلام کرد که درصدد است تا میزان تولید نفت کشور را تا سال ۲۰۱۳ ۲۰۱۰ به ۳ میلیون بشکه در روز برساند. صادرات نفت این کشور در ۲۰۰۶، ۵۲۵/۱ میلیون بشکه در روز بود. مصرف کنندگان اصلی نفت لیبی، کشورهای ایتالیا، آلمان، اسپانیا و فرانسه و همچنین استرلیا، یونان، بریتانیا و سوئیس می باشند.

کشور لیبی دارای دو پالایشگاه مهم می باشد که عبارتند از: راس لانوف (۰۰۰/۲۲۰ بشکه در روز)، از زاویا (۰۰۰/۱۱۵ بشکه در روز)

۷) الجزایر

کشور الجزایر از جمله اعضای اوپک است که بعد از سالها جنگ داخلی و نا آرامی و آشوب در این کشور، در حال حاضر به تولید کنندگان مهم نفت تبدیل شده است. ذخایر نفتی اثبات شده این کشور ۳/۱۲میلیارد بشکه در روز می باشد. میزان تولید نفت این کشور در سال ۲۰۰۲ حدود ۴/۱ میلیون بشکه در روز بوده است اما در سال ۲۰۰۶ حدود ۳۷/۱ میلیون بشکه در روز تولید می کرد که ایالات متحده آمریکا ۳۵ درصد آنرا وارد کرد و کشورهای اروپایی ۳۷ درصد از آن را وارد کردند.

الجزایر برای تقویت بخش نفتی خود حرکتهایی را در جهت آزاد سازی و خصوصی سازی و همچنین رفع مقررات دست و پا گیر انجام داده است. این کشور با مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جدی ای مواجه است. برای رفع این مشکلات سعی دارد تا برنامه اصلاح اقتصادی را اجرا کند که یکی از حوزه های این اصلاحات مربوط به بخش نفت می باشد که طی آن سعی دارد با استفاده از کمکهای خارجی، بخش نفت کشور را گسترش دهد که البته به خاطر مشکلات و ناآرامی های داخلی که در این کشور وجود دارد سرمایه گذاران کمتری در آنجا سرمایه گذاری می کنند. البته دلیل دیگر هم این است که بیشتر سرمایه گذاران ترجیح می دهند تا در مناطق نفتی خلیج فارس سرمایه گذاری کنند چون هزینه استخراج نفت خلیج فارس ارزان است و منابع نفتی آن هم فراوان است.

پالایشگاههای نفتی مهم الجزایر سه تا هستند که عبارتند از: اسکیکدا (۰۰۰/۳۰ بشکه در روز)، الجزایر (۰۰۰/۶۰ بشکه در روز) و هاسی مسعد (۰۰۰/۳۰ بشکه در روز)

۸) ونزوئلا

ونزوئلا برای انرژی جهان از آن جهت مهم است که ذخایر نفتی اثبات شده ای حدود ۹۹میلیارد بشکه دارد. بعد از یک دوره رشد اقتصادی کوتاه مدت در ونزوئلا در سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ دوباره در سال ۲۰۰۲ در این کشور رکود اقتصادی حاکم شد؛ به نحوی که در سال ۲۰۰۲ تولید ناخالص ملی این کشور به ۹/۸ درصد سقوط کرد. صنعت نفت رکن اصلی اقتصاد ونزوئلا است و بیشتر از سه چهارم درآمد صادرات این کشور و حدود نیمی از درآمد کل دولت و حدود یک سوم تولید ناخالص ملی را نفت تشکیل می دهد.

در نیمکره غربی، ونزوئلا بیشترین ذخایر اثبات شده نفت را دارد. در سال ۲۰۰۲ دولت ونزوئلا ۹/۲ میلیون بشکه در روز نفت تولید می کرد که از این مقدار حدود ۰۰۰/۴۵۳ بشکه در داخل این کشور مصرف می شد و ۴۲/ ۲ میلیون بشکه در روز صادر می شد. از این مقدار حدود ۴/۱ میلیون بشکه در روز یعنی ۶۲ درصد آن مستقیما به آمریکا صادر می شد. در سال ۲۰۰۷ این کشور هفتمین صادر کننده بزرگ نفت در جهان بوده است و حدود ۷/۲ میلیون بشکه در هر روز نفت تولید می کرد که از این مقدار ۹/۱ میلیون بشکه را در هر روز صادر می کرد. در ۱۹۶۰ امریکا ۵۰ درصد نفت خود را از ونزوئلا وارد می کرد اما به علت مشکلاتی که این کشور با آمریکا پیدا کرد این میزان به ۱۰ درصد در سال ۲۰۰۸ کاهش پیدا کرد. کشورهای اروپایی، امریکای جنوبی و حوزه کارائیب هم از ونزوئلا نفت وارد می کنند.

کشور ونزوئلا در سالهای ۷۶ ۱۹۷۵ صنعت نفت خود را ملی کرد. این کشور یکی از اعضای اصلی پایه گذار اوپک می باشد که مرتبا از آن میزان توافق شده با اوپک برای تولید تخطی می کند. حکومت عربستان سعودی، مکزیک و ونزوئلا با یکدیگر توافق کرده بودند که تولید نفت جهان را در کنترل خود بگیرند. این مذاکرات باعث شد که در سال ۱۹۹۸ ۱۹۹۹ وقتی که قیمت نفت کاهش پیدا کرد، تولید نفت کاهش پیدا کند. علت اصلی این تخطی و مازاد تولید این بود که نفت ونزوئلا به صورت مشترک توسط شرکتهای خصوصی و نفتی ونزوئلا تولید می شود و این شرکتها از میزان تعیین شده تبعیت نمی کنند. این تولید مازاد باعث می شد تا سیاست کاهش تولید و سیاست سهمیه بندی اوپک در معرض ناکار آمدی قرار گیرد. در حال حاضر شرکتهای کونگو، اکسون موبیل، توتال، فیلیپس، چورون تکزاکو در بخش نفت ونزوئلا سرمایه گذاری کرده اند و در حال فعالیت می باشند. مشتریان اصلی نفت ونزوئلا هم ایالات متحده کانادا، آلمان و اسپانیا هستند.

۹) قطر

قطر بیشتر از نفت وابسته به گاز است و سومین کشوری است که بیشترین ذخایر گاز طبیعی را در اختیار دارد. قطر در طول ۱۰ ماه اول سال ۲۰۰۳ حدود ۰۰۰/۹۰۰ بشکه نفت در روز صادر کرد. در سال ۲۰۰۶ قطر کمترین میزان تولید را در میان کشورهای عضو اوپک داشت و ۸۱۵۰۰۰ بشکه در هر روز تولید می کرد. قطر هم مثل سایر دولتهای نفتی خلیج فارس از مشکلات خاصی رنج می برد؛ از جمله اقتصاد تک محصولی و به عبارتی وابستگی به نفت.

در سال ۲۰۰۳ رشد تولید ناخالص ملی قطر حدود ۵ درصد بود ولی در سال ۲۰۰۲ حدود ۸/۳ درصد بود. در سال ۲۰۰۰ قطر یک رشد چشمگیر ۵/۱۱ درصدی داشت که نتیجه افزایش صادرات گاز طبیعی بود.

ذخایر نفتی اثبات شده قطر ۲/۱۵ میلیارد بشکه می باشد. منطقه ساحلی دوخان بزرگترین منطقه نفتی قطر است. قطر ۶ منطقه نفتی غیر ساحلی هم دارد. این کشور تقریبا تمام تولید نفت خود را به آسیا صادر می کند.

ژاپن بزرگترین مصرف کننده نفت قطر است. حکومت این کشور از سال ۱۹۹۵ یک سری سیاستهای جدیدی را در جهت گسترش مناطق نفتی، افزایش تولید و افزودن بر عمر مناطق نفتی موجود اتخاذ کرد و سعی کرد تا از سیستم های بهره برداری مدرن استفاده کند. همچنین شرکتهای نفتی خارجی را برای سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز قطر تشویق کرده است. میزان سهمیه تولید نفت خام قطر در اوپک ۰۰۰/۶۳۵ بشکه در روز می باشد. شرکتهای آندراکو پترولیوم، بریتیش پترولیوم، چوروق تکزاکو، اکسون موبیل، مرسک، میستو و.... در قطر سرمایه گذاری کرده اند.

۱۰) نیجریه

نیجریه یازدهمین تولید کننده و هشتمین صادر کننده های نفت در جهان است. این کشور یکی از مهمترین عرضه کنندگان نفت به اروپای غربی می باشد و در سال ۲۰۰۲ پنجمین عرضه کننده بزرگ نفت خام به ایالات متحده آمریکا بوده است. اقتصاد این کشور به شدت وابسته به بخش نفت می باشد. نفت بین ۹۰ تا ۹۵ درصد درآمد صادراتی این کشور را تشکیل می دهد. ۸۰ درصد درآمد دولت نیجریه از نفت تامین می شود.

ذخایر نفتی اثبات شده نیجریه حدود ۲/۳۶ میلیارد بشکه می باشد اما اکثریت این ذخایر هم در منطقه ساحلی این کشور کشف شده اند ولی هنوز ذخایر نفتی این کشور در نقاط عمیق تر و مناطق غیر ساحلی کشف نشده اند.

میانگین تولید نفت خام نیجریه در سال ۲۰۰۲ حدود ۱۱۸/۲ میلیون بشکه در روز بود اما در سال ۲۰۰۶، ۲۸/۲ میلیون بشکه در هر روز بود. حدود ۹۵ درصد تولید نفت خام نیجریه از سرمایه گذاریهای مشترک انجام می شود. بزرگترین سرمایه گذاری مشترک بوسیله شل انجام می شود که نزدیک به ۵۰ درصد نفت خام نیجریه را تولید می کند. شرکت ملی نفت نیجریه در سرمایه گذاری شل سهم ۵۵ درصدی دارد. شرکتهای دیگری که در نفت نیجریه سرمایه گذرای مشترک انجام داده اند عبارتند از: اکسون موبیل، چورون تکزاکو، انی / اجیپ، توتال.

مقامات شرکت ملی نفت نیجریه درصدد هستند تا با این شیوه ها به ذخایر اثبات شده ۴۰ میلیارد بشکه ای و تولید روزانه ۵/۴ میلیون بشکه ای دست یابند. مشکل اساسی در نیجریه این است که کشمکش های قومی و سیاسی در این کشور مثل خشونت، آدم ربایی، خرابکاری و توقیف تاسیسات نفتی اغلب باعث بوجود آمدن اختلال در تولید نفت می شود. مثلا در ۱۹ مارس ۲۰۰۳ تکزاکو تولید نفتش را در نیجریه به دلیل خشونت میان گروههای قومی به حالت تعلیق درآورد. شرکت شل هم ۴ تا از تاسیسات نفتی را ترک کرد که این عمل باعث کاهش روزانه ۰۰۰/۳۲۰ بشکه نفت شد.

اکثریت صادرات نفت خام نیجریه به بازارهای آمریکا و اروپای غربی می رود. در سال ۲۰۰۲ میانگین صادرات نفت خام نیجریه به آمریکا ۰۰۰/۵۶۷ بشکه در روز بود ولی در سال ۲۰۰۰ حدود ۰۰۰/۸۴۲ بشکه در روز بود. در سال ۲۰۰۲ بعد از عربستان سعودی، مکزیک، کانادا، ونزوئلا، نیجریه پنجمین صادر کننده بزرگ نفت به آمریکا بود. در سال ۲۰۰۶ این کشور ۸۸/۱ میلیون بشکه در روز نفت صادر می کرد که یکی از مهمترین صادرکنندگان نفت به آمریکا بود و ۱۹ درصد نفت خود را به اروپا صادر می کرد.

نیجریه دارای ۴ پالایشگاه می باشد که این پالایشگاهها مشکلاتی مانند خرابی، آتش سوزی و مدیریت ضعیف و..... دارند که تولید واقعی آنها را کاهش می دهد.

۱۱) آنگولا

بر اساس گزارش مجله نفت و گاز میزان ذخایر اثبات شده نفت آنگولا حدود ۹ میلیارد بشکه است. آنگولا سومین تولید کننده بزرگ نفت در آفریقا می باشد. جدول زیر میزان تولید نفت کشورهای آفریقایی را بر حسب هزار بشکه در روز نشان می دهد:

تولید نفت این کشور در طی دهه گذشته رشد چشمگیری داشته است. میانگین تولید نفت خام آنگولا در ۱۹۹۷ حدود ۷۱۰۰۰۰ بشکه در روز بود اما در سال ۲۰۰۷ به ۷/۱ میلیون بشکه در روز رسید و این میزان در سالهای بعد نیز قابلیت افزایش را از خود نشان داد. ۹۰ درصد صادرات آنگولا به چین و ایالات متحده آمریکا است. در سال ۲۰۰۷، آمریکا تقریبا ۴۹۶۰۰۰ بشکه در روز از آنگولا نفت وارد کرده است. آنگولا دومین صادرکننده بزرگ نفت به چین بعد از عربستان سعودی و ششمین صادرکننده نفت خام به آمریکا در ۲۰۰۷ بوده است.

۱۲) اکوادور

اکوادور در سال ۱۹۷۲ به سازمان اوپک پیوست اما ۲۰ سال بعد به علت مخالفت با سهمیه های تولید این سازمان از آن خارج شد. درآمدهای نفتی حدود ۶۹ درصد صادرات این کشور را تشکیل می دهد. ذخایر نفتی اثبات شده اکوادور در ژانویه ۲۰۰۸ حدود ۵/۴ میلیارد بشکه بود که سومین بزرگترین ذخایر نفتی اثبات شده را در آمریکای جنوبی دارا می باشد. این کشور پنجمین بزرگترین تولید کننده نفت در آمریکای جنوبی می باشد که در سال ۲۰۰۷ روزانه ۵۱۲۰۰۰ بشکه در روز نفت تولید می کرد. این کشور ۵۰ درصد نفت خود را به ایالات متحده و بقیه را به آمریکای لاتین و آسیا صادر می کند. در ۲۰۰۷ ایالات متحده ۲ درصد نفت خود را از اکوادور وارد کرده است. بعد از ونزوئلا، اکوادور دومین صادرکننده بزرگ نفت در میان کشورهای آمریکای جنوبی به ایالات متحده است.

۱۳) اندونزی

اندونزی اخیرا از اوپک جدا شده است اما با توجه به اینکه مدت زیادی عضو این سازمان بود، این کشور هم مورد بررسی قرار می گیرد. علی رغم رکود اقتصادی جهانی که در سال ۲۰۰۲ رخ داد باز هم رشد اقتصادی اندونزی ادامه داشت. رشد تولید ناخالص ملی در سال ۲۰۰۲ حدود ۷/۳ درصد، در سال ۲۰۰۱ حدود ۱/۳ درصد و در سال ۲۰۰۳ حدود ۸/۳ درصد بود. ذخایر نفتی اثبات شده اندونزی ۴/۳ میلیارد بشکه است که بیشترین مقدار در مناطق ساحلی است. در طول سال ۲۰۰۶ تولید نفت خام اندونزی حدود۸۹۴۰۰۰ بشکه در روز برآورد شده است که از سال ۱۹۹۶ به بعد ۳۶ درصد از تولید نفت این کشور کاسته شد

آخرین نشست اوپک

یکصد و پنجاه و ششمین نشست سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) روز چهارشنبه ۱۷ مارس ۲۰۱۰ (۲۶ اسفند ۱۳۸۸) ساعت ۱۱:۳۰ به وقت تهران به ریاست جرمانیکو پینتو، وزیر نفت اکوادور، رئیس هیئت نمایندگی این کشور و رئیس اوپک و همچنین مسعود میرکاظمی، وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران، رئیس هیئت نمایندگی این کشور و نائب رئیس اوپک، در وین پایتخت اتریش آغاز به کار کرد.

در ادامه اعضای اوپک نخستین نشست خود در دبیرخانه جدید این سازمان واقع در شهر وین را با برگزاری مراسم افتتاحیه و با حضور مایکل اسپیندلگر، وزیر فدرال اتریش در امور بین الملل و اروپا، مایکل هاپال، شهردار شهر وین و روسای سازمان های بین المللی مستقر در وین و دیگر مقام های عالی رتبه برگزار کردند، همچنین اعضای اوپک از دولت اتریش برای فراهم کردن محل جدید دبیرخانه این سازمان تشکر و قدردانی کردند.

در ادامه گزارش های دبیر کل اوپک، کمیسیون اقتصادی و کمیته وزارتی نظارت بر بازار، به همراه دیگر گزارش های واحدهای اداری اوپک مورد بررسی اعضا قرار گرفت.

اعضای اوپک همچنین به تبادل و بررسی دیدگاه های موجود درمورد طرح های مختلف مربوط به توسعه در بخش زیست محیطی و آمادگی برای حضور در دوازدهمین مجمع بین المللی انرژی (آ.یی.اف) پرداختند.

کنفرانس با بررسی تحولات اخیر بازار نفت و پیش بینی های مربوط به عرضه و تقاضا برای سال ۲۰۱۰، اعلام کرد اگر چه برخی نشانه های مثبت اقتصادی مبنی بر بهبود شرایط اقتصادی دیده می شود، اما همچنان تهدیدهایی جدی در این زمینه باقی است.

از جمله این تهدیدها می توان به افزایش بدهی ها در بیشتر کشورهای صنعتی جهان، افت موقعیت مالی کشورها، که این موضوع خود می تواند به تغییر سیاست های پولی و مالیاتی در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (او.یی.سی.دی) منجر شود، اشاره کرد.افزایش نرخ بیکاری، تقاضای پایین، ادامه بی ثباتی در بازارهای جهانی را می توان از دیگر تهدید های پیش روی بهبود روند اقتصادی جهان برشمرد.

اعضای اوپک همچنین ابراز نگرانی کردند اگر چه انتظار می رود تقاضای جهانی نفت خام در طول سال جاری میلادی اندکی افزایش یابد، اما این افزایش تقاضا بیش از افزایش پیش بینی شده برای تولید نفت کشورهای غیر عضو اوپک خواهد بود و این بدین معناست که احتمال می رود تقاضا برای نفت کشورهای عضو اوپک در سال ۲۰۱۰ برای سومین سال پیاپی با کاهش روبه شود.

در همین حال بالا بودن سطح ذخیره سازی نفت خام کشورهای عضو او.یی.سی.دی، که هم اکنون معادل ۵۹ تا ۶۱ روز برای مصرف در آینده برآورد شده و این رقم بالاتر از میانگین آن در پنج سال گذشته است، حاکی از آن است که سطح این ذخیره سازی ها در سه ماه اول سال ۲۰۱۰ با افزایش همراه بوده و انتظار می رود این میزان در طول سال جاری روندی افزایشی داشته باشد.

در ادامه برگزاری اجلاس، اعضا بار دیگر تصمیم گرفتند سهمیه های تولید خود را در همان سطح ۲۴ میلیون و ۸۴۵ هزار بشکه در روز تثبیت کنند و همچنین بر پایبندی خود به سهمیه های تولید کنونی تاکید کردند.

کشورهای عضو همچنین بر آمادگی خود برای واکنش سریع به هر گونه تغییری که ممکن است ثبات بازار نفت به خطر بیاندازد، تاکید کردند.

با توجه به وجود بی ثباتی در شرایط اقتصادی و تقاضای جهانی نفت خام، اعضای اوپک از نزدیک تحولات پیش روی بازارهای جهانی را مورد بررسی قرار می دهند.

در این نشست همچنین اعضا اعلام کردند وضعیت بازارهای جهانی نفت خام در نشست عادی بعدی که قرار است روز ۱۴ اکتبر ۲۰۱۰ (۲۲ مهر ۱۳۸۹) در مقر دائمی اوپک در وین اتریش برگزار شود، بررسی خواهد شد.

اعضا در ادامه بار دیگر بر عزم خود برای تضمین مناسب و منظم عرضه نفت به کشورهای مصرف کننده با در نظر گرفتن ثبات بازار و اهداف اوپک در حفظ قیمت های نفت بر اساس قیمت های منصفانه و بر اساس نفع آتی بازار و سود مصرف کنندگان و تولید کنندگان، تاکید کردند.

نتیجه گیری

هدف اصلی این تحقیق این بوده است که با بررسی میزان ذخایر، تولید و صادرات نفت کشورهای عضو اوپک، اهمیت بسیار زیادی که این کشورها می توانند در پروسه جهانی شدن داشته باشند یادآوری شود. قطعا نمی توان نقشی را که نفت در اقتصاد جهانی ایفا می کند، انکار کرد و اگر نفت گرانبهاترین عنصر پیشرفت اقتصادی قلمداد شود چیز گزافی گفته نشده است همانطور که از آن به عنوان طلای سیاه یاد شده است و همواره یکی از دلایل اصلی کشورهای غربی برای حضور و مداخله در کشورهای حوزه خلیح فارس نفت بوده است.

اما واقعیت این است که اعضای اوپک تا به امروز به جز استفاده از اهرم کاهش تولیدشان نتواستند از طلای سیاه خود استفاده کنند. اختلافهای داخلی اعضای این سازمان با یکدیگر باعث ناکارآمدی فاحش این سازمان شده است که حتی توان تعیین قیمت نفت خود را ندارند. اوپک به جای اینکه به دنبال راهکارهایی برای بهبود جایگاه خود در میان سازمانهای بین المللی و در عرصه جهانی شدن باشد گرفتار بازی سیاسی در میان اعضای خود شده است. اعضای اوپک به جز نفت دارای منابع گازی بسیاری نیز هستند که گرچه در حیطه کاری اوپک نیست اما بسیاری از اعضای این سازمان از جمله کشورهایی هستند که تولید کننده و صادرکننده گاز هم هستند.

تاثیر اوپک بر اقتصاد نفت همیشه ثبات بخش نبوده است. در جریان شوک نفتی ۱۹۷۳، این سازمان با استفاده از ابزار نفت، دنیا را به وحشت انداخت و باعث ایجاد تورم در کشورهای مصرف کننده نفت، اعم از کشورهای پیشرفته و در حال توسعه جهان شد. از سوی دیگر، توسعه بیش از حد میادین نفتی خلیج مکزیک و دریای شمال، کاهش سهم اوپک در تولید جهانی را منجر شده و ضمن بی ثباتی روزافزون بازار، توان اوپک در ارتباط با کنترل قیمت نفت را در مقایسه با دوران طلایی آن کاهش زیادی داده است ولی با این حال اوپک هنوز هم تاثیر فراوانی بر قیمت نفت دارد.

یکی از چالش های درونی اوپک در کوتاه مدت، توانایی این سازمان برای حل بحران در هنگام کاهش و یا قطع تولید نفت برخی از کشورهای عضو و آغاز مجددا تولید پس از پایان بحران است.

تاریخ اوپک مملو از ناکامی ها و موفقیت ها در این زمینه است. اوپک زمانی می تواند با چنین بحران هایی مقابله کند که برخی از کشورهای عضو همواره دارای ظرفیت تولید مازاد باشند.

البته در هنگام وقوع بحران های نفتی تنها برخی از کشورهای عضو اوپک زحمت و یا سود چنین شرایطی را تحمل می کنند. به عنوان مثال عربستان طی۳۰ سال اخیر همواره ظرفیت تولید خود را یا حفظ کرده و یا افزایش داده است.

برای اینکه این سازمان بتواند حضوری موثر و کارآمدتر در عصر جهانی شدن ایفا کند باید اولا هماهنگی میان اعضای این سازمان تقویت شود و ثانیا باید از تصمیم ها و اصول این سازمان تبعیت کنند و ثالثا منافع مشترک جایگزین منافع فردی شود و سیاست به معنای واقعی جایگزین بازی سیاسی شود.

روح الله پورطالب
منابع
دفترمطالعات سیاسی و بین الملل(۱۳۸۸) اوپک،تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه
موسی زاده رضا (۱۳۸۸) سازمان های بین الملل، چاپ چهاردهم، تهران، نشر میزان
ذوقی ایرج (۱۳۸۱)مسائل سیاسی اقتصادی نفت ایران، تهران، نشر پاژنگ
عمادی سید رضی (۱۳۸۸) مجمعی برای نفت،باشگاه اندیشه
صمدی مهدی (۱۳۸۴) سازمان های بین المللی، باشگاه اندیشه
میراب زاده مسعود(۱۳۸۸)، نقش اوپک در بازار جهانی نفت، روزنامه سرمایه،شماره ۸۹۸، ۱۴/۹ /۱۳۸۸
http://www.shana.ir/
۱۳۶۳۵۲ fa.html
http://www.pseez.ir/article fa
۶.html
http://hamshahrionline.ir/News/?id=
۱۶۴۵۱
http://www.naftnews.net/view
۸۳۰۶.html

 


یادداشت های بازدیدکنندگان
نام شما / ایمیل شما
بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد

منوی اصلی
صفحه اصلی
اجتماعی
اقتصادی
دینی و عرفانی
روان شناسی
اخبار و اطلاعات
مقالات دانش آموزی
مقالات دانشجویی
بانک سوالات
پژوهش و تحقیق
طرح درس از کتب درسی
تصاویر
تماس با ما
ساعت
روزشمار
جستجوی گوگل

Google

شمارنده

نظرسنجی
نظر شما درباره نام سایت"یاران سبز " چیست؟
  
وضعیت جامعه شناسی در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
  
 
     

www.yaranesabz.ir

MamboLearn.com